استیون فین کیست؟ آشنایی با ارزیابی درمانی و سنجش روان‌شناختی

استیون فین

در دنیای روانشناسی بالینی، ارزیابی روان‌شناختی اغلب به عنوان مرحله‌ای فنی و خنثی دیده می‌شود: آزمون می‌گیریم، تشخیص می‌دهیم و گزارش می‌نویسیم. اما استیون فین (Stephen E. Finn)، روانشناس بالینی آمریکایی، این دیدگاه سنتی را به چالش کشید و اصطلاحی به نام ارزیابی درمانی (Therapeutic Assessment – TA) را معرفی کرد. فین معتقد بود ارزیابی نباید فقط اطلاعات برای متخصص تولید کند؛ بلکه باید تجربه‌ای درمانی و تحول‌آفرین برای خود مراجع باشد.

  • استیون ای. فین (Stephen E. Finn) یکی از شناخته‌شده‌ترین روان‌شناسان بالینی معاصر و بنیان‌گذار رویکرد ارزیابی درمانی (Therapeutic Assessment) است. او سال‌ها در زمینه ارزیابی روان‌شناختی، آزمون‌های شخصیت و روان‌درمانی فعالیت کرده و تلاش کرده است نقش آزمون‌های روان‌شناختی را از ابزاری صرفاً تشخیصی به ابزاری برای افزایش خودآگاهی و کمک به درمان تغییر دهد.
 
  • فین در شهر آستین تگزاس به عنوان روان‌شناس بالینی مشغول به فعالیت است و علاوه بر کار درمانی، در دانشگاه تگزاس نیز به تدریس و پژوهش می‌پردازد. او همچنین با مراکز تخصصی ارزیابی درمانی در اروپا و آسیا همکاری داشته و در آموزش روان‌شناسان این حوزه نقش مهمی ایفا کرده است.
 
  • او بیش از ۹۰ مقاله و فصل کتاب در زمینه ارزیابی روان‌شناختی، آزمون‌های شخصیت و روان‌درمانی منتشر کرده است. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به کتاب «در جایگاه مراجعان ما: نظریه و فنون ارزیابی درمانی» اشاره کرد؛ کتابی که امروزه یکی از منابع اصلی آموزش ارزیابی درمانی در جهان محسوب می‌شود.
 
  • فعالیت‌های علمی فین جوایز متعددی را برای او به همراه داشته است. از جمله در سال ۲۰۱۱ جایزه معتبر برونو کلوپفر را به دلیل خدمات برجسته در حوزه ارزیابی شخصیت دریافت کرد. همچنین در سال ۲۰۱۸ به پاس نقش مهمش در گسترش رویکردهای انسان‌گرایانه در روان‌شناسی، موفق به دریافت جایزه کارل راجرز شد.
 
  • امروزه نام استیون فین بیش از هر چیز با مفهوم ارزیابی درمانی گره خورده است؛ دیدگاهی که معتقد است ارزیابی روان‌شناختی نباید صرفاً به تشخیص اختلال‌ها محدود شود، بلکه باید به مراجع کمک کند تا شناخت عمیق‌تری از خود به دست آورد و مسیر تغییر را بهتر بشناسد.

ارزیابی روانشناختی

در رویکرد سنتی ارزیابی روان‌شناختی، مراجع بیشتر مثل یک «موضوع آزمایش» دیده می‌شد تا یک انسان فعال و شریک. روان‌شناس آزمون‌ها را انجام می‌داد، نتایج را تحلیل می‌کرد، گزارش فنی می‌نوشت و تشخیص می‌داد. و مراجع عمدتاً فقط منتظر نتیجه نهایی بود. نتیجه این مدل چه بود؟

 

بسیاری از مراجع گزارش نهایی را به سختی درک می‌کردند. زبان گزارش‌ها پر از اصطلاحات تخصصی بود و گاهی خیلی خشک و سرد به نظر می‌رسید. آن‌ها احساس می‌کردند که «درباره‌شان قضاوت شده» یا مثل یک «مورد بالینی» بررسی شده‌اند، نه اینکه واقعاً دیده و فهمیده شوند. مهم‌تر از همه، بعد از تمام این فرایند، تغییر واقعی و معناداری در زندگی‌شان ایجاد نمی‌شد. ارزیابی تمام می‌شد، اما اغلب تأثیری ماندگار روی حال و آینده‌شان نداشت.

فین این نقاط ضعف را به خوبی شناسایی کرد و اصطلاح ارزیابی درمانی (Therapeutic Assessment) را معرفی کرد. در این رویکرد، ارزیابی دیگر یک فرایند یک‌طرفه نیست؛ بلکه یک همکاری واقعی بین روان‌شناس و مراجع است.

 

ایده مرکزی فین: ارزیابی به عنوان همکاری

فین تحت تأثیر کارهای کارل راجرز (رویکرد انسان‌گرایانه) قرار داشت. او تأکید می‌کرد که:

«مراجع متخصص زندگی خودش است؛ روان‌شناس متخصص ابزارها و نظریه‌هاست. ارزیابی باید همکاری این دو متخصص باشد.»

از همان جلسه اول، به جای تمرکز صرف روی تشخیص، روان‌شناس سؤال‌هایی از مراجع می‌پرسد که به آن‌ها Assessment Questions یا «سؤال‌های ارزیابی» گفته می‌شود:

  • دوست داری چه چیزی درباره خودت بیشتر بفهمی؟
  • مهم‌ترین سؤال تو درباره خودت چیست؟
  • امیدوار هستی این ارزیابی چه تغییری در زندگی‌ات ایجاد کند؟

درمانجویان باید توصیف شوند و از زدن برچسب به آنها اجتناب شود.برچسب زدن به مراجعان در قالب افسرده،تکانشی یا خشمگین عامل محدود کننده است و مانعی در مسیر فرآیند تغییر ایجاد می کند.

3سطح از اطلاعات

سطوح اطلاعات

فین اطلاعات ارائه‌شده به مراجع را به سه سطح تقسیم می‌کند

  • سطح ۱ : چیزهایی که فرد کاملاً می‌داند و با تصویر فعلی‌اش از خودش کاملاً همخوانی دارد. مثال: «من آدم مضطربی هستم» یا «من در روابطم مشکل دارم». اگر ارزیابی فقط همین اطلاعات را تکرار کند، اثر درمانی خیلی کمی دارد. فرد احساس می‌کند «خب، این را که خودم هم می‌دانستم!»
 
  • سطح ۲ : چیزهایی که فرد تا حدی می‌داند یا حدس می‌زند، اما هنوز کاملاً آن را نپذیرفته یا یکپارچه نکرده است. ارائه این اطلاعات معمولاً باعث ایجاد بینش (Insight) و احساس هیجان‌انگیز «آها! حالا فهمیدم» می‌شود. این سطح جایی است که بیشترین تغییر مثبت اتفاق می‌افتد.
 
  • سطح ۳ : اطلاعاتی که فرد هنوز آمادگی شنیدن آن را ندارد. این اطلاعات با مدل درونی و داستان فعلی او در تضاد کامل است. اگر روان‌شناس این اطلاعات را زود و مستقیم بگوید، مراجع دفاعی می‌شود، مقاومت نشان می‌دهد یا حتی رابطه درمانی آسیب می‌بیند.
ارزیابی درمانی در روانشناسی

ارزیابی درمانی دیدگاهی است که توسط استیون فین توسعه یافته و فلسفه اصلی آن این است که ارزیابی روان‌شناختی نباید فقط برای تشخیص باشد، بلکه باید به مراجع کمک کند خودش را بهتر بشناسد و از این شناخت برای تغییر و رشد استفاده کند

فرض کنید مراجعی به نام سارا (۲۸ ساله) برای ارزیابی می‌آید. سؤال اصلی او این است: «چرا من همیشه در روابط عاطفی‌ام شکست می‌خورم و طرف مقابلم مرا ترک می‌کند؟»

در رویکرد سنتی: روان‌شناس ممکن است بعد از آزمون‌ها بگوید: «شما ویژگی‌های اختلال شخصیت مرزی دارید و ترس از ترک شدن شدید دارید.» سارا احتمالاً احساس قضاوت شدن می‌کند و دفاعی می‌شود.

 

در رویکرد ارزیابی درمانی فین:

1. سطح ۱: سارا خودش می‌گوید «من خیلی حساسم و وقتی بحث می‌شود سریع عصبانی می‌شوم.» روان‌شناس این را تأیید می‌کند و می‌گوید: «در روابطت با آدم ها زودرنج هستی و در جریان بحث و اختلاف نظر به راحتی دچار خشم و آشفتگی میشی»

 

2. سطح ۲ (اطلاعاتی که تا حدی می‌داند): از طریق آزمون‌ها و گفت‌وگو مشخص می‌شود که سارا وقتی احساس طرد شدن می‌کند، برای کنترل اضطرابش رفتارهایی انجام می‌دهد که در واقع طرف مقابل را بیشتر دور می‌کند (مثل چک کردن مداوم گوشی یا بحث‌های شدید). روان‌شناس با همدلی می‌گوید: «به نظر می‌رسد وقتی احساس می‌کنی ممکن است ترک شوی، این کارها را می‌کنی تا کمی آرامش پیدا کنی  درست است؟» سارا ممکن است بگوید: «آره… واقعاً اینطوره. حالا بهتر می‌فهمم چرا این اتفاق می‌افتد.» 

 

3. سطح ۳ (اطلاعاتی عمیق‌تر که هنوز آماده نیست): آزمون‌ها نشان می‌دهند ریشه اصلی در تجربیات کودکی او (مثلاً والدینی که گاهی خیلی سرد و گاهی خیلی ناگهانی غایب بودند) و احساس عمیق «من بی‌ارزشم و ناگزیر ترک می‌شوم» است. فین در این مرحله عجله نمی‌کند. اول با سارا درباره سطح ۲ کار می‌کند تا اعتماد و آمادگی ایجاد شود. بعد به آرامی، با استفاده از مثال‌های ملموس و نامه درمانی، به سمت این لایه عمیق‌تر حرکت می‌کند، بدون اینکه سارا احساس کند «همه چیز تقصیر من است» یا «من مشکل اساسی دارم».

پژوهش های انجام شده

نتایج پژوهش‌ها نشان داده‌اند افرادی که در فرایند ارزیابی درمانی شرکت می‌کنند، در مقایسه با گروه‌های کنترل:

  • کاهش معناداری در ناراحتی‌ها و علائم روان‌شناختی تجربه می‌کنند.
  • افزایش قابل توجهی در عزت‌نفس دارند.
  • احساس امیدواری بیشتری نسبت به آینده پیدا می‌کنند.

این تغییرات هم بلافاصله پس از جلسه بازخورد و هم در پیگیری دو هفته بعد مشاهده شده است.

 

مطالعات همچنین نشان داده‌اند که ارزیابی درمانی باعث شکل‌گیری رابطه‌ای مثبت‌تر میان مراجع و ارزیاب می‌شود. پژوهشگران معتقدند این رابطه بهتر می‌تواند احتمال رها کردن درمان توسط مراجع را کاهش دهد. علاوه بر این، بهبود اتحاد درمانی (Therapeutic Alliance) ناشی از ارزیابی درمانی با روابط درمانی قوی‌تر و مثبت‌تر در طول درمان ارتباط دارد.

یک فراتحلیل نیز نشان داده است که استفاده از انواع مختلف ارزیابی به‌عنوان مداخله درمانی، نسبت به گروه‌های کنترل نتایج درمانی بهتری ایجاد می‌کند. پژوهشگران کاربرد این رویکرد را در کودکان و خانواده‌ها نیز بررسی کرده‌اند و اثربخشی بالینی آن را در محیط‌های مختلف از جمله:

  • مدارس
  • بیمارستان‌های کودکان
  • کلینیک‌های روان‌شناسی

تأیید کرده‌اند.

مقایسه دو الگوی ارزیابی روان‌شناختی

ارزیابی سنتیارزیابی درمانی
تمرکز بر تشخیصتمرکز بر بینش و تغییر
روان‌شناس متخصص اصلی استهمکاری فعال مراجع و روان‌شناس
ارزیابی قبل از درمان انجام می‌شودارزیابی بخشی از درمان است
هدف جمع‌آوری اطلاعات استهدف ایجاد خودآگاهی و بهبود است

تفاوت ارزیابی درمانی و ارزیابی سنتی

ارزیابی درمانی رویکردی نوین در روان‌شناسی است که در آن ارزیابی صرفاً ابزاری برای تشخیص نیست، بلکه خود بخشی از فرایند درمان محسوب می‌شود. در این روش، مراجع و روان‌شناس به‌صورت مشارکتی تلاش می‌کنند تا به درک عمیق‌تری از مشکلات، الگوهای رفتاری و تجارب فرد دست یابند.

 

برخلاف ارزیابی سنتی که در آن روان‌شناس نقش متخصص و مراجع نقش دریافت‌کننده اطلاعات را دارد، در ارزیابی درمانی مراجع به‌عنوان شریک فعال در فرایند کشف و فهم خود مشارکت می‌کند. هدف نهایی این فرایند افزایش خودآگاهی، ایجاد امید، تقویت عزت‌نفس و فراهم کردن زمینه تغییرات درمانی است.

 

مطالعات متعدد نشان داده‌اند که این رویکرد نه‌تنها اطلاعات تشخیصی ارزشمندی فراهم می‌کند، بلکه می‌تواند به کاهش علائم روان‌شناختی، تقویت رابطه درمانی و افزایش اثربخشی درمان نیز منجر شود. به همین دلیل بسیاری از متخصصان آن را پلی میان ارزیابی و درمان می‌دانند.

نویسنده
مائده پدیدار
  • فلنگن، جان سامرز، و فلنگن، ریتا سامرز. (1400). مصاحبه بالینی: اصول و فنون. انتشارات ابن‌سینا.

  • en.wikipedia.org 
  • www.researchgate.net
روان شو وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *