عوامل موثر در تصمیم گیری : گمانه زنی دسترسی پذیری و قضاوت

عوامل موثر در تصمیم گیری
0
(0)

آیا تا به حال فکر کرده‌اید که ما چگونه در طول روز صدها تصمیم می‌گیریم، از انتخاب صبحانه گرفته تا برنامه‌ریزی‌های کلان زندگی؟ این فرآیند پیچیده تحت تأثیر عوامل موثر در تصمیم گیری است که تنها بخشی از آن‌ها آگاهانه هستند. در واقع، ذهن ما برای مدیریت حجم زیاد اطلاعات، از میانبرهای ذهنی سریع‌ به نام «گمانه‌زنی‌های قضاوت» استفاده می‌کند. یکی از کلیدی‌ترین این میانبرها،  گمانه زنی دسترسی پذیری است که قضاوت‌های ما را بر اساس سهولت به یاد آمدن یک رویداد شکل می‌دهد؛ این مکانیسم اگرچه کارآمد است، اما می‌تواند منجر به سوگیری‌ها و خطاهای شناختی در انتخاب‌های روزمره ما شود.

تصمیم‌های روزمرهٔ ما تقریباً هیچ‌گاه صرفاً نتیجهٔ «تفکر منطقی و آگاهانه» نیستند؛ بلکه ترکیبی پویا از پنج نیروی پنهان و غالباً ناخودآگاه، مسیر انتخاب‌های ما را ترسیم می‌کنند:

۱. فعال‌سازی ناخودآگاه اهداف: این نیروی پنهان، مربوط به هدف‌هایی است که به‌تازگی در ذهن‌مان راه‌اندازی  شده‌اند. کلمه ای مثل مذهب یا خدا ، مشاهدهٔ یک صحنهٔ مهربانی، یا حتی شنیدن یک آهنگ احساسی می‌تواند به‌صورت ناخودآگاه هدف «کمک کردن» را فعال کرده و رفتار ما را به سمت نوع‌دوستی هدایت کند.

 

۲. شیوهٔ پردازش اطلاعات: نوع تصمیم، شیوهٔ پردازش ما را تعیین می‌کند. در حالی که برای تصمیم‌های ساده، تفکر آگاهانه بهترین نتیجه را دارد، تحقیقات نشان می‌دهد که در انتخاب‌های پیچیده (مانند مسائل مربوط به خانه، شغل، یا روابط)، یک دورهٔ «تفکر آگاهانه» کوتاه‌مدت و به دنبال آن «رهاسازی ذهن و حواس‌پرتی»، بهترین تصمیم‌گیری را به دنبال دارد.

 

۳. اثرات جسمی و استعاره‌های بدنی : ارتباط میان ذهن و بدن فراتر از تصور است. حس‌های بدنی می‌توانند قضاوت‌های ما را سوگیری دهند؛ برای مثال، استشمام بوی خوش ما را قابل‌اعتمادتر، نگه داشتن یک لیوان داغ، غریبه را صمیمی‌تر، صندلی سفت ما را سخت‌گیرتر و حمل یک تخته‌شاسی سنگین، یک نظر را مهم‌تر جلوه می‌دهد.

۴. میان‌برهای شناختی : مغز ما برای قضاوت سریع، از میانبرهای ذهنی استفاده می‌کند. مهم‌ترین آن‌ها شامل: گمانه‌زنی دسترسی‌پذیری یعنی آنچه راحت‌تر به یاد می‌آید، محتمل‌تر به نظر می‌رسد، که در کسری از ثانیه، به ما اجازهٔ قضاوت می‌دهند.

 

۵. طرحواره‌ها و الگوهای ذهنی در دسترس : رفتار ما عمیقاً تحت تأثیر طرحواره‌ها و الگوهای ذهنی فعال در لحظه است. اینکه همین لحظه کدام تصویر یا طرحواره از «آدم خوب»، «موفقیت» یا «رقابت» در ذهن‌تان فعال است، معمولاً همان چیزی است که به صورت خودکار رفتار شما را در موقعیت‌های جدید هدایت می‌کند.

 

نتیجه‌گیری: هر تصمیمی که در طول روز می‌گیرید، بیشتر از آنکه محصول ارادهٔ خالص و منطق صِرف شما باشد، نتیجهٔ تعامل این پنج مکانیسم پنهان است که به‌طور پیوسته در پس‌زمینهٔ ذهن ما کار می‌کنند. شناختن این عوامل، کلید اصلی برای در دست گرفتن کنترل و تغییر هدفمندانهٔ تصمیمات آتی است.

فرایند تصمیم گیری

تعریف تصمیم گیری در روانشناسی
تعریف تصمیم گیری در روانشناسی/ فرایند تصمیم گیری

ما معمولاً فکر می‌کنیم وقتی می‌خواهیم هدف مهمی مثل انتخاب شغل آینده یا خرید خانه را تعیین کنیم، خیلی آگاهانه و با دقت فکر می‌کنیم و بهترین گزینه را انتخاب می‌کنیم. اما واقعیت این است که بخش بزرگی از هدف‌ها و تصمیم‌های روزمره‌مان به صورت خودکار و بدون اینکه متوجه باشیم شکل می‌گیرند و اجرا می‌شوند.

 

فرض کنید در یک درس سخت ریاضی هستید و  فقط چند نفر  نمره 20 می‌گیرند. همکلاسی‌ای که زیاد نمی‌شناسیدش از شما می‌خواهد یادداشت‌هایتان را به او بدهید. حالا دو هدف با هم درگیر می‌شوند: 

1. دوست دارید آدم مهربان و کمک‌کننده‌ای باشید.

 2. دوست دارید خودتان نمره عالی بگیرید و نگرانید کمک کردن به او شانس‌تان را کم کند.

 

کدام هدف برنده می‌شود؟ گاهی ما آگاهانه فکر می‌کنیم، اما بیشتر اوقات ذهن ناخودآگاه‌مان بر اساس اینکه کدام هدف تازه «فعال» شده، تصمیم می‌گیرد.

تحقیقات جالبی این موضوع را نشان داده‌اند. مثلاً در یک آزمایش معروف (شریف و نورنزیان، ۲۰۰۷)، ابتدا از افراد در گروه آزمایش خواستند با کلماتی مثل «خدا»، «مقدس»، «پیامبر» جمله بسازند و در گروه کنترل واژه‌های خنثی را به کار بردند. بعد در یک بازی ظاهراً بی‌ربط، به آن‌ها ۱۰ دلار دادند و گفتند هر چقدر می‌خواهند به یک نفر غریبه بدهند. 

نتیجه به این صورت شد که ، افرادی که در معرض واژه‌های مرتبط با مذهب یا عدالت  قرار گرفته بودند، سهم بیشتری از پول خود را به یک غریبه دادند.

نکته کلیدی: شرکت‌کنندگان هیچ ارتباطی بین تکلیف جمله‌سازی و تصمیم‌گیری برای تقسیم پول برقرار نکردند، اما واژه‌هایی که ناخودآگاه به هدف نوع‌دوستی اشاره داشتند، باعث شدند که سخاوتمندانه‌تر عمل کنند!

نتیجه اخلاقی برای زندگی واقعی:

اگر تازه از مراسم مذهبی برگشته باشید، کتابی درباره مهربانی خوانده باشید یا حتی فیلمی احساسی دیده باشید، احتمال کمک کردن‌تان به همکلاسی، همکار یا حتی یک غریبه خیلی بیشتر می‌شود. بدون اینکه خودتان متوجه دلیلش شوید.

تصمیم گیری آگاهانه

گاهی بهتر است زیاد فکر نکنیم!

 

وقتی می‌خواهیم آپارتمان یا ماشین انتخاب کنیم، معمولاً کلی اطلاعات جمع می‌کنیم و سعی می‌کنیم منطقی تصمیم بگیریم. اما تحقیقات  نشان می‌دهد گاهی «زیاد فکر کردن» نتیجه را بدتر می‌کند! در آزمایشی  که توسط “دیکستر هویس و نوردگرن (۲۰۰۶)” انجام شد، مشخص شد بهترین انتخاب آپارتمان وقتی اتفاق افتاد که افراد:

  • فقط ۲ دقیقه آگاهانه به گزینه‌ها فکر کردند،
  • بعد ۲ دقیقه ذهن‌شان را با حل جدول یا کار دیگری منحرف کردند.
 

چرا؟ چون ذهن ناخودآگاه ما در پس‌زمینه خیلی بهتر می‌تواند اطلاعات پیچیده را مقایسه و بهترین گزینه را تشخیص دهد. البته این روش فقط برای تصمیم‌های پیچیده جواب می‌دهد؛ اگر بخواهید ضرب ۶۵۷ × ۱۴۳ را حساب کنید، منحرف کردن ذهن کمکی نمی‌کند، باید آگاهانه قوانین ریاضی را اجرا کنید!

پس قانون طلایی: برای تصمیم‌های ساده ، فکر آگاهانه و  برای تصمیم‌های پیچیده و چندبعدی،  کمی فکر کنید، بعد ذهن‌تان را آزاد بگذارید تا ناخودآگاه کارش را بکند.

بدن ما هم در تصمیم‌گیری دخالت می‌کند!

تصمیم گیری آگاهانه
تصمیم گیری آگاهانه/عوامل موثر در تصمیم گیری

شاید عجیب باشد، اما حتی حس‌های بدنی ساده روی قضاوت‌ و تصمیم گیری های اخلاقی و اجتماعی ما اثر می‌گذارند:

  • کسانی که بوی خوش مثل شوینده استشمام کردند، بیشتر به غریبه‌ها اعتماد کردند و پول بیشتری به خیریه دادند.

  • کسانی که فنجان قهوه داغ دست‌شان بود، غریبه را «گرم و صمیمی» قضاوت کردند (در مقابل کسانی که قهوه سرد داشتند).

  • دانشجوهایی که پرسشنامه ای را پر کردند که روی تخته‌شاسی سنگین بود، نظرات دیگران را «مهم‌تر و وزین‌تر» دانستند!

این‌ها به خاطر فعال شدن استعاره‌های بدنی-ذهنی است (مثل «انسان گرم»، «بحث سنگین»، «شستن گناهان»). بدن و ذهن ما خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم به هم وصل هستند.

پژوهشی نشان داد زمانی که فردی در حال خروج از فروشگاه است، اگر به‌طور اتفاقی بوی خوش محلول شیشه‌شویی را که نظافتچی‌ها استفاده می‌کنند استشمام کند، تمایل او به کمک کردن به فرد نیازمندی که در همان نزدیکی درخواست کمک مالی می‌کند، افزایش می‌یابد.دلیل این امر این است که استشمام بوی پاکیزگی، به‌طور ناخودآگاه استعارهٔ "پاکیزگی اخلاقی" را در ذهن فعال می‌کند و فرد را بدون آگاهی از این تأثیر، به سمت اعمال "پاک" و نوع‌دوستانه مانند کمک مالی به دیگران سوق می‌دهد.

گمانه زنی دسترسی پذیری

ما در زندگی روزمره، از تصمیم‌گیری برای انتخاب دانشگاه و شغل گرفته تا خرید اتومبیل یا ازدواج، گزینه‌های موجود را به طور کامل بررسی نمی‌کنیم. به عنوان مثال ، تصور کنید دانش‌آموزی در حال تصمیم‌گیری برای انتخاب دانشگاه است. یک راهبرد منطقی اما ناکارآمد این است که درباره همه‌ی دانشگاه‌های کشور تحقیق و بررسی کند؛ درباره‌ی کل برنامه‌های درسی اطلاعات کسب کند، هر دانشگاه را از نزدیک ببیند، و با اساتید، مدیران و دانشجویان متعدد صحبت کند. کار طاقت‌فرسایی است، نه؟

 

مشکل چنین راهبردی بسیار هزینه‌بر و زمان‌بر است و زندگی فرد را متوقف می‌کند. در عوض، دانش‌آموزان دبیرستانی معمولاً انتخاب‌های خود را محدود می‌کنند. آن‌ها تنها تعداد کمی از گزینه‌های پیش روی خود (مثلاً دانشگاه‌های معروف در منطقه‌ی خود یا دانشگاه‌هایی که دوستانشان به آن‌ها توصیه کرده‌اند) را مد نظر قرار می‌دهند و بر اساس این فهرست محدود تصمیم می‌گیرند.

 

یا هنگام تصمیم‌گیری برای ازدواج، ما معمولاً همه‌ی گزینه‌ها را کاملاً بررسی نمی‌کنیم. مثلاً کسی با خود نمی‌گوید: “خب، الآن وقت آن است که ازدواج کنم. فکر می‌کنم باید فهرست افراد مجرد موجود در اداره آمار شهر را مطالعه کنم و از فردا دست به کار شوم.

گمانه زنی دسترسی پذیری

یک قاعده ذهنی سرانگشتی است که به موجب آن افراد بر مبنای میزان سهولت به ذهن آمدن اطلاعات قضاوت می کنند

در عوض، ما از راهبردها و میان‌برهای ذهنی استفاده می‌کنیم که تصمیم‌گیری را آسان‌تر می‌سازند و به ما اجازه می‌دهند بدون تبدیل کردن هر تصمیمی به یک پروژه‌ی تحقیقاتی عظیم، زندگی خود را ادامه دهیم. این میان‌برها بر اساس تجربیات قبلی، طرحواره‌ها و دسترسی‌پذیری اطلاعات شکل می‌گیرند.

 

اگرچه ممکن است میان‌برهای ذهنی همیشه به بهترین تصمیم نهایی منجر نشوند (شاید اگر کل دانشگاه‌ها را بررسی می‌کردید، دانشگاه بهتری پیدا می‌شد)، اما  کارآمد هستند و معمولاً در مدت زمان منطقی، ما را به تصمیم‌های به اندازه کافی خوب می‌رسانند.

 

 همان طور که اشاره شد، یکی از این میان‌برها استفاده از طرحواره‌ها و دانش قبلی است. اما، هنگامی که برای یک قضاوت خاص، طرحواره‌ی آماده‌ای نداریم و نمی‌دانیم کدام اطلاعات سودمند خواهند بود، افراد اغلب از میان‌برهای ذهنی موسوم به گمانه زنی‌های دسترسی‌پذیری  استفاده می‌کنند.

یعنی «هر چیزی که راحت‌تر به ذهن‌مان بیاید، احتمالاً بیشتر اتفاق می‌افتد یا مهم‌تر است.»

 در نهایت تصمیم‌گیری‌های روزمره عمدتاً تحت تأثیر پنج مکانیزم خودکار و اغلب ناخودآگاه قرار دارند: فعال‌سازی هدف ، پردازش آگاهانه در برابر ناخودآگاه، گمانه‌زنی‌ دسترسی‌پذیری و طرحواره‌های در دسترس. شناخت و تنظیم هدفمند این مکانیزم‌ها، امکان مداخله آگاهانه و ارتقای کیفیت تصمیم گیری های شما را فراهم می‌کند.

نویسنده
مائده پدیدار

برای مطالعه بیشتر

  • کتاب رواشناسی اجتماعی/الیوت آرونسون/ دکتر مجید صفاری نیا/ فصل 3
  • www.simplypsychology.org

 

ماخذ: B2n.ir

چه قدر این مطلب براتون مفید بود؟

میانگین 0 / 5. افراد 0

روان شو وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *