تجربه flow در روانشناسی | غرقگی و تمرکز عمیق

تجربه flow در روانشناسی

حالت فلو چیست؟ تجربه flow در روانشناسی، که به «تجربه غرقگی» معروف است  زمانی رخ می‌دهد که فرد در فعالیتی با چالش مطلوب (چالشی که دقیقاً با سطح مهارتش هماهنگ باشد) کاملاً غوطه‌ور می‌شود. در این حالت، تمرکز به اوج می‌رسد، زمان فراموش می‌شود و لذت عمیقی احساس می‌گردد. این مفهوم را چیکسنت‌میهالی معرفی کرد و آن را کلید شادی و عملکرد بهینه می‌داند.

حالت فلو چیست ؟
گوینده: بابک مینائی
5:32 00:00

سوزان هارتر در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۸ برای اینکه نشان دهد افراد واقعاً از چالش مطلوب لذت می‌برند و احساس رضایت شخصی پیدا می‌کنند، آزمایشی با کودکان دبستانی انجام داد. او به کودکان آناگرام‌هایی با سطوح دشواری متفاوت داد و میزان لذت آن‌ها را از طریق مشاهده لبخندهایشان هنگام حل هر کدام ثبت کرد.

او از کلمات با طول‌های مختلف استفاده کرد تا دشواری را کنترل کند:

  • خیلی آسان (مثلاً ۳-۴ حرفی):

    کلمه به هم ریخته: «ر گ ب» کلمه اصلی: «برگ»

  • آسان (۴-۵ حرفی):

    کلمه به هم ریخته: «ن ب ا ر ا» کلمه اصلی: «باران»

  • دشواری متوسط (۵-۶ حرفی):

    کلمه به هم ریخته: «ش ا م آ ر» کلمه اصلی: «آرامش»

  • خیلی سخت (۷ حرفی یا بیشتر):

    کلمه به هم ریخته: «ت س م ق ی ا» کلمه اصلی: «استقامت»

آناگرام چیست؟

آناگرام یعنی یک کلمه یا عبارت که حروفش به هم ریخته شده و با مرتب کردن دوباره همان حروف، می‌توان یک کلمه یا عبارت معنی‌دار دیگر ساخت (بدون اضافه یا کم کردن حرف). به زبان ساده: «کلمه به هم ریخته» که درست کردنش یک چالش است.

نتایج نشان داد که حل موفق این کلمات باعث لبخند و رضایت بیشتری نسبت به شکست می‌شد. اما نکته کلیدی این بود: کودکان پس از حل کلمات متوسط (۵-۶ حرفی) بیشترین لبخند و لذت را نشان می‌دادند. کلمات خیلی آسان حوصله‌شان را سر می‌برد، کلمات خیلی سخت ناامیدشان می‌کرد. این الگوی منحنی وارونه (U معکوس) دقیقاً نشان می‌دهد که بیشترین رضایت وقتی به دست می‌آید که چالش متناسب با توانایی فرد باشد.

 

به زبان خود کودکان: «کلمات پنج‌حرفی درست خوب بودند؛ چالش‌برانگیز بودند اما نه خیلی زیاد» و «کلماتی که سخت بودند حس رضایت می‌دادند، ولی آن‌هایی که خیلی سخت بودند خیلی ناامیدکننده بودند».

 

برای درک بهتر، این الگو را در زندگی روزمره هم می‌بینیم:

  • بازی‌های ویدیویی: مراحل خیلی آسان حوصله‌سربر، مراحل خیلی سخت عصبانی‌کننده، اما مراحل متوسط که کمی چالش دارند، بیشترین هیجان و رضایت را می‌دهند.

این همان چیزی است که روان‌شناسان آن را چالش مطلوب می‌نامند: جایی که وظیفه نه خیلی ساده باشد و نه خیلی سخت، بلکه درست در حد توانایی ما، تا با موفقیت، حس شایستگی و لذت عمیقی تجربه کنیم.

تجربه flow در روانشناسی

تجربه flow
تجربه flow/تجربه غرقگی

تجربه flow چیست؟

تجربه flow یا تجربه غرقگی یکی از لذت‌بخش‌ترین تجربیات زندگی است که چیکسنت‌میهالی (روان‌شناس معروف) در دهه‌های ۱۹۷۰ و بعد از آن کشف و بررسی کرد. او با صدها نفر از گروه‌های مختلف مصاحبه کرد: از صخره‌نوردان، رقصنده‌ها، شطرنج‌بازان حرفه‌ای، بازیکنان بسکتبال، جراحان گرفته تا دانش‌آموزان دبیرستانی، کارگران کارخانه و حتی افراد معمولی که بیشتر وقت‌شان را جلوی تلویزیون می‌گذرانند.

چیکسنت‌میهالی متوجه شد که همه این افراد، صرف‌نظر از شغل یا سرگرمی‌شان، وقتی واقعاً خوشحال و راضی هستند که در حالت flow قرار دارند.

تجربه flow

flow حالتی از تمرکز عمیقه که شامل جذب کامل و مشغولیت عمیق در یک فعالیت می‌شه (کلر و پلس، ۲۰۰۸). افراد در این حالت می‌گن: "من کاملاً روی کاری که دارم انجام می‌دم تمرکز دارم و احساس می‌کنم انگار همه چیز جفت‌وجور شده" (مارتین و جکسون، ۲۰۰۸).

این تجربه آن‌قدر لذت‌بخشه که فرد اغلب فعالیت رو تکرار می‌کنه تا دوباره flow رو تجربه کنه. flow هر وقت اتفاق می‌افته که فرد از مهارت‌هاش برای ایجاد و غلبه بر یک چالش استفاده کنه. رابطه بین چالش وظیفه و مهارت شخصی در شکل نشون داده شده، که پیامدهای هیجانی مختلف رو از ترکیب‌های چالش و مهارت مشخص می‌کنه : 

  • وقتی چالش خیلی بیشتر از مهارت است (چالش بالا، مهارت پایین): فرد احساس می‌کند وظیفه از توانایی‌اش فراتر است. این وضعیت نیاز به شایستگی را تهدید می‌کند و منجر به نگرانی  یا اضطراب شدید می‌شود.
 
  • وقتی چالش و مهارت با هم مطابقت دارند (هر دو حداقل کمی بالا): تمرکز عمیق، مشغولیت کامل و خشنودی ایجاد می‌شود. اگر این تعادل کامل باشد، تجربه flow ، که میهالی آن را «تجربه مطلوب» می‌نامد، اتفاق می‌افتد.
 
  • وقتی مهارت خیلی بیشتر از چالش است (مهارت بالا، چالش پایین): فعالیت برای فرد خیلی آسان است، پس تمرکز و مشغولیت کم می‌شود و ملالت هیجانی به وجود می‌آید. این حالت احساس شایستگی نمی‌دهد و به صورت آرمیدگی  یا کسالت کامل ظاهر می‌شود.
 
  • بدترین حالت: وقتی هم چالش و هم مهارت پایین هستند: تقریباً همه جنبه‌های هیجانی، انگیزشی و شناختی در پایین‌ترین سطح قرار می‌گیرند و فرد اصلاً به فعالیت اهمیت نمی‌دهد.
تجربه غرقگی

میهالی نشون داد که دانش‌آموزان از تکالیف خانگی و مشاغل پاره‌وقت (چالش‌دار) بیشتر از تماشای تلویزیون (بدون چالش) لذت می‌برن (چیکسنت‌میهالی و همکاران، ۱۹۹۳). همچنین، افراد اغلب از کار چالش‌انگیز بیشتر از زمان فراغت بدون چالش لذت می‌برن (چیکسنت‌میهالی، ۱۹۸۲).

ویژگی‌های تجربه غرقگی

کاملاً غرق در کاری که انجام می‌دهیم : هیچ چیز دیگه‌ای حواست رو پرت نمی‌کنه. ذهنت ۱۰۰% روی کار متمرکزه، انگار دنیا اطراف وجود نداره.

 

حس سرخوشی و جدا شدن از واقعیت روزمره : یک نوع لذت عمیق و شادی‌آور که فراتر از خوشحالی معمولیه؛ انگار از مشکلات روزانه جدا شدی و در یک دنیای دیگه هستی.

 

شفافیت درونی بالا: همه چیز واضحه ، می‌دونی هدف چیه، قدم بعدی چیه و بازخورد فوری می‌گیری که کار رو خوب پیش ببری.

 

حس کنترل و قابل انجام بودن کار: کار نه خیلی آسونه (که حوصله‌سربر بشه) و نه خیلی سخته (که مضطرب شی). دقیقاً در حد توانایی‌ته، پس حس کنترل کامل داری.

 

حس آرامش : نگرانی‌ها، ترس از شکست یا قضاوت دیگران ناپدید می‌شن. احساس می‌کنی در حال رشد هستی.

 

بی‌زمان شدن : حس زمان از بین می‌ره. ممکنه ساعت‌ها کار کنی اما احساس کنی فقط چند دقیقه گذشته ، یکی از معروف‌ترین نشانه‌های flow.

 

 انگیزه درونی : کار رو نه برای پول، نمره یا تشویق دیگران انجام می‌دی، بلکه چون خودش لذت‌بخشه. انگیزه کاملاً از درون می‌آید و نیازی به پاداش خارجی نیست.

تجربه flow در کتاب خواندن

حالت فلو چیست
حالت فلو چیست

یکی از بهترین و رایج‌ترین مثال‌های حالت flow در زندگی ، همین غرق شدن در یک کتاب خوب است! تصور کن در یک گوشه دنج نشستی، یک رمان یا کتابی جالب دستت گرفته‌ای ، کتابی که نه خیلی ساده و پیش‌پاافتاده است (که زود حوصله‌ات سر برود) و نه خیلی پیچیده و سنگین (که مدام گیج شی).

 

ناگهان داستان تو رو می‌کشه داخل خودش: شخصیت‌ها زنده می‌شن، صحنه‌ها جلوی چشمت مجسم می‌شن، زمان از دستت درمی‌ره و حتی صدای اطراف رو نمی‌شنوی. ساعت‌ها می‌گذره بدون اینکه متوجه شی، و وقتی کتاب رو می‌بندی، احساس می‌کنی پر از انرژی، رضایت و حتی کمی حسرت که تموم شد!

این دقیقاً حالت جریان (flow) است: تمرکز کامل، لذت عمیق، احساس کنترل و غوطه‌وری کامل در فعالیت ، چون چالش کتاب (داستان، ایده‌ها، زبان) دقیقاً با مهارت خواندن و درک تو جور درمی‌آید.

فایده‌ی تجربه flow

تجربه flow نه تنها حس فوق‌العاده‌ای به ما می‌دهد، بلکه واقعاً باعث می‌شود در کارمان بهتر و موفق‌تر شویم. این بهبود عملکرد در زمینه‌های خیلی متنوعی دیده شده: از بازیگران تئاتر و سینما، ورزشکاران حرفه‌ای، دانش‌آموزان و دانشجویان گرفته تا دوندگان ماراتن و افراد عادی در فعالیت‌های روزمره.

اما جالب‌ترین بخش ماجرا اینجاست که flow مستقیماً عملکرد را بهتر نمی‌کند (مثل اینکه یک قرص جادویی بخوری و ناگهان حرفه‌ای شوی)، بلکه تأثیرش غیرمستقیم و خیلی هوشمندانه است. بیایید قدم به قدم توضیح بدهم:

 

۱. flow خیلی لذت‌بخش است ، وقتی غرق یک کار می‌شوی و flow را تجربه می‌کنی، حس رضایت، کنترل و شادی عمیقی داری. این حس آن‌قدر شیرین است که دلت می‌خواهد دوباره و دوباره آن را تکرار کنی.

 

۲. برای تکرار flow، خودت دنبال چالش مناسب می‌گردی چون می‌دانی فقط وقتی چالش کار با مهارت فعلی‌ات جور درمی‌آید flow اتفاق می‌افتد، ناخودآگاه شروع می‌کنی به جستجوی کارهای کمی سخت‌تر (چالش مطلوب). مثلاً اگر در نواختن گیتار flow تجربه کردی، دفعه بعد یک آهنگ کمی پیچیده‌تر انتخاب می‌کنی.

 

۳. این میل به تکرار flow باعث می‌شود مدام مشغول همان کار شوی چون می‌خواهی دوباره آن حس عالی را بگیری، ساعت‌ها وقت می‌گذاری، تمرین می‌کنی و ادامه می‌دهی. این مشغولیت مداوم و عمیق همان چیزی است که مهارت را پرورش می‌دهد.

 

 نتیجه نهایی: با گذشت زمان، عملکردت خیلی بهتر می‌شود بعد از هفته‌ها و ماه‌ها تمرین مداوم (که همه‌اش به خاطر لذت flow بوده)، ناگهان متوجه می‌شوی که خیلی حرفه‌ای‌تر شدی ، بدون اینکه احساس کنی «اجبار» یا «سختی» زیادی کشیدی.

نویسنده
مائده پدیدار

برای مطالعه بیشتر

  • کتاب انگیزش و هیجان/ جان مارشال ریو/ ترجمه یحیی سید محمدی/ فصل 6

  • www.verywellmind.com

 

ماخذ: B2n.ir

روان شو وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *