کانال ما در بله راه افتاد

ذهن ناهشیار چیست ؟ ضمیر ناخودآگاه فرمانده پنهان رفتارهای ما

ذهن ناهشیار چیست

ذهن ناهشیار چیست ؟

اگر از ما بپرسند چرا تصمیم خاصی گرفته‌ایم یا چرا احساسی مشخص داریم، معمولاً فکر می‌کنیم پاسخ را می‌دانیم. اما روان‌شناسی نشان می‌دهد بخش بزرگی از افکار، احساسات و رفتارهای ما در جایی از ذهن شکل می‌گیرد که مستقیماً از آن آگاه نیستیم؛ یعنی در ذهن ناهشیار.

این ایده هسته اصلی نظریه روان‌کاوی زیگموند فروید بود. فروید معتقد بود آنچه انسان‌ها آگاهانه فکر می‌کنند، احساس می‌کنند یا انتخاب می‌کنند، اغلب تحت تأثیر فرایندهایی است که خارج از آگاهی آن‌ها عمل می‌کنند. البته فروید نخستین کسی نبود که درباره ناهشیار صحبت کرد؛ پیش از او نیز برخی فیلسوفان آلمانی مانند آرتور شوپنهاور به این مفهوم اشاره کرده بودند. اما فروید اولین کسی بود که نظریه شخصیت را بر اساس نقش گسترده ناهشیار بنا کرد.

ناهشیاری شناختی

ناهشیاری شناختی؛ وقتی ذهن قبل از آگاهی ما کار می‌کند

امروزه پژوهش‌های روان‌شناسی و علوم اعصاب نشان می‌دهند که ذهن ناهشیار واقعاً بخش بزرگی از زندگی روانی ما را تشکیل می‌دهد. این فرایندها را معمولاً در سه حوزه بررسی می‌کنند:

  • شناخت
  • هیجان 
  • انگیزش
 

مطالعه علمی ناهشیار از دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ آغاز شد. در آن زمان پژوهشگران بررسی می‌کردند که آیا محرک‌هایی که ما آگاهانه متوجه آن‌ها نمی‌شویم، می‌توانند بر ادراک و رفتار ما اثر بگذارند یا نه. نتیجه بسیاری از این پژوهش‌ها نشان داد محرک‌هایی که در سطح زیرآستانه آگاهی ارائه می‌شوند، می‌توانند بر افکار و رفتار بعدی تأثیر بگذارند (وستن، ۱۹۹۸).

 

یکی از یافته‌های جالب در این زمینه را ریچارد نیسبت و تیموتی ویلسون (۱۹۷۷) گزارش کردند. آن‌ها نشان دادند انسان‌ها دسترسی محدودی به فرایندهای ذهنی خود دارند. در آزمایش‌های آن‌ها، افراد اغلب برای رفتارهایشان توضیحاتی ارائه می‌دادند که در واقع حدس‌هایی مبتنی بر باورهای عمومی بود، نه علت واقعی رفتارشان. به بیان ساده، گاهی ما فکر می‌کنیم می‌دانیم چرا کاری را انجام داده‌ایم، اما در واقع فقط توضیحی برای آن می‌سازیم.

از سوی دیگر، ژان پیاژه (۱۹۷۲) نیز با مطرح کردن مفهوم «ناهشیاری شناختی» نشان داد که بسیاری از فرایندهای فکری در کودکان بدون آگاهی صریح آن‌ها انجام می‌شود.

 

در دهه ۱۹۸۰ پژوهشگران شناختی توجه بیشتری به این موضوع نشان دادند. برای مثال باور و مایکلبام (۱۹۸۴) در مقاله‌ای درباره «بازنگری در مفهوم ناهشیار» تأکید کردند که فرایندهای ناهشیار نقش گسترده‌ای در افکار، احساسات و رفتار دارند. کمی بعد، مقاله معروف کلستروم (۱۹۸۷) درباره «ناهشیار شناختی» باعث شد این حوزه به یکی از موضوعات مهم پژوهش در روان‌شناسی تبدیل شود.

3 سطح هشیاری
هشیاری ، نیمه هشیاری ، ناهشیاری
مقاله
حافظه پنهان؛ دانشی که بدون آگاهی استفاده می‌کنیم

روان‌شناسان شناختی نشان داده‌اند بخش بزرگی از حافظه ما در قالب حافظه پنهان (Implicit Memory) عمل می‌کند. پژوهش‌هایی مانند کارهای اسکاتر (۱۹۹۵) و هولیوک و اسپلمن (۱۹۹۳) نشان می‌دهند که مقدار زیادی از شناخت و حافظه انسان خارج از آگاهی عمل می‌کند. حافظه پنهان معمولاً در دو شکل دیده می‌شود:

 

۱. حافظه تداعی

این نوع حافظه در پدیده‌ای به نام اثر آماده‌سازی (Priming) دیده می‌شود. در این آزمایش‌ها اگر فرد قبلاً با یک کلمه یا مفهوم روبه‌رو شده باشد، پردازش اطلاعات مرتبط با آن بعداً سریع‌تر انجام می‌شود. برای مثال اگر فردی قبلاً کلمه «کتاب» را دیده باشد، احتمال دارد در تشخیص کلمات مرتبط مثل «مطالعه» یا «کتابخانه» سریع‌تر عمل کند؛ حتی اگر به یاد نیاورد که قبلاً کلمه کتاب را دیده است.

 

۲. حافظه روندی

این نوع حافظه مربوط به مهارت‌هایی است که به صورت خودکار انجام می‌دهیم؛ مثل:

  • رانندگی
  • تایپ کردن
  • نواختن موسیقی

در این موارد فرد لازم نیست آگاهانه به همه مراحل فکر کند؛ مهارت در حافظه روندی ذخیره شده و به طور خودکار اجرا می‌شود.

ناهشیاری عاطفی

ضمیر ناخودآگاه به زبان ساده
ضمیر ناخودآگاه به زبان ساده/ضمیر ناخودآگاه/ذهن ناهشیار چیست
ناهشیاری عاطفی؛ احساساتی که قبل از آگاهی فعال می‌شوند

تا اوایل دهه ۱۹۹۰ بیشتر پژوهش‌ها درباره ناهشیار بر جنبه‌های شناختی تمرکز داشت. اما بعدها مشخص شد که هیجان‌ها نیز می‌توانند خارج از آگاهی ما فعال شوندعلوم اعصاب شواهد مهمی برای این موضوع ارائه کرده است.

 

برای مثال میلنر و همکاران (۱۹۶۸) نشان دادند بیمارانی که به دلیل آسیب مغزی دچار اختلال در حافظه آشکار هستند، همچنان می‌توانند یادگیری عاطفی داشته باشند. یعنی حتی وقتی رویدادی را به یاد نمی‌آورند، واکنش هیجانی به آن را حفظ می‌کنند.

در پژوهش دیگری بکارا و همکاران (۱۹۹۵) مشاهده کردند بیمارانی که آسیب هیپوکامپ دارند، با وجود مشکل در حافظه آگاهانه، هنوز می‌توانند پاسخ‌های هیجانی شرطی شده را یاد بگیرند.

 

از سوی دیگر، جوزف لودو (۱۹۹۵) نشان داد در مغز مسیرهای عصبی سریعی وجود دارد که اطلاعات هیجانی را از تالاموس به آمیگدال منتقل می‌کنند؛ مسیری که می‌تواند قبل از پردازش آگاهانه در قشر مغز فعال شود. به همین دلیل گاهی بدون اینکه دقیقاً بدانیم چرا، احساس ترس یا اضطراب می‌کنیم.

نمونه جالب دیگری از این پدیده در بیماران مبتلا به پروزوپاگنوزیا (ادراک پریشی چهره) دیده شده است؛ افرادی که نمی‌توانند چهره‌ها را تشخیص دهند. پژوهش بریر (۱۹۹۱) نشان داد این افراد با وجود ناتوانی در شناسایی چهره آشنا، در سطح فیزیولوژیک واکنش متفاوتی به چهره‌های آشنا و ناآشنا نشان می‌دهند. یعنی مغز آن‌ها چهره را «می‌شناسد»، حتی اگر خودشان آگاهانه متوجه نشوند.

 

پژوهش‌های مربوط به شرطی‌سازی هیجانی نیز شواهد مشابهی ارائه کرده‌اند. در مطالعه معروف لازاروس و مک‌کلری (۱۹۵۱)، وقتی هجاهای بی‌معنا با شوک خفیف همراه می‌شدند، حتی ارائه بسیار کوتاه و زیرآستانه‌ای همان هجاها نیز می‌توانست پاسخ هیجانی مانند افزایش هدایت پوستی ایجاد کند.

مطالعات بعدی مانند پژوهش‌های اوهمن (۱۹۹۴) و وانگ، شروین و ویلیامز (۱۹۹۴) نیز نشان دادند واکنش‌های هیجانی شرطی می‌توانند هم یاد گرفته شوند و هم بدون آگاهی فعال شوند.

ناهشیاری انگیزشی

سومین حوزه مهم در مطالعه ناهشیار، انگیزه‌های ناهشیار است. انسان‌ها معمولاً همزمان چندین هدف مختلف دارند. اگر قرار بود همه این اهداف به طور کامل در آگاهی ما حضور داشته باشند، بخش زیادی از حافظه کاری (Working Memory) را اشغال می‌کردند و تمرکز ما بر رفتار هدفمند دشوار می‌شد. به همین دلیل بسیاری از این اهداف در سطح ناهشیار فعال می‌شوند.

پژوهش مهمی در این زمینه توسط مک‌کللند، کوستنر و واینبرگر (۱۹۸۹) انجام شد. آن‌ها نتایج چند دهه پژوهش درباره اندازه‌گیری انگیزه را بررسی کردند و نشان دادند دو روش مختلف برای سنجش انگیزه وجود دارد:

  • روش‌های آشکار مثل پرسشنامه‌های خودگزارشی
  • روش‌های پنهان مثل آزمون اندریافت موضوع (TAT)
 

نتیجه جالب این بود که این دو روش معمولاً همبستگی کمی با یکدیگر دارند، اما هر کدام چیزهای متفاوتی را پیش‌بینی می‌کنند.برای مثال، نمرات آزمون اندریافت موضوع در بسیاری از پژوهش‌ها موفقیت بلندمدت در مدیریت و کارآفرینی را بهتر پیش‌بینی می‌کردند، در حالی که پرسشنامه‌های خودگزارشی چنین قدرت پیش‌بینی‌ای نداشتند.

 

در مقابل، وقتی افراد به طور آگاهانه تشویق می‌شوند که برای موفقیت تلاش کنند، پاسخ‌های خودگزارشی می‌توانند رفتار آن‌ها را بهتر پیش‌بینی کنند.این یافته‌ها نشان می‌دهد که:

  • وقتی اهداف آگاهانه فعال هستند، رفتار توسط آن‌ها هدایت می‌شود.
  • اما در بسیاری از مواقع، انگیزه‌های ناهشیار نقش اصلی را در هدایت رفتار دارند.

ذهن ناهشیار

دو شیوه پردازش در ذهن انسان

روان‌شناسان شناختی معمولاً از دو نوع پردازش ذهنی صحبت می‌کنند:

  1. پردازش کنترل‌شده : وقتی فرد با تمرکز کامل روی یک مسئله کار می‌کند.
  2. پردازش خودکار : وقتی رفتارها بدون توجه آگاهانه و بر اساس عادت‌ها، حافظه تداعی و مهارت‌های یادگرفته‌شده انجام می‌شوند.
 

اپشتاین (۱۹۹۸) در نظریه «شناختی–تجربه‌ای» خود این دو سیستم را به شکل منسجم توضیح داد و نشان داد بخش بزرگی از تصمیم‌های روزمره ما توسط سیستم خودکار و ناهشیار انجام می‌شود. پژوهش‌های چند دهه اخیر نشان می‌دهد ذهن ناهشیار نقش بسیار مهمی در زندگی روانی ما دارد. این فرایندها در سه حوزه اصلی دیده می‌شوند:

  • در شناخت: بسیاری از ادراک‌ها و حافظه‌ها به شکل ناهشیار عمل می‌کنند.
  • در هیجان: مغز می‌تواند بدون آگاهی ما واکنش‌های عاطفی ایجاد کند.
  • در انگیزش: اهداف و خواسته‌های پنهان می‌توانند رفتار ما را هدایت کنند.
 

به همین دلیل امروزه بسیاری از روان‌شناسان معتقدند بخش بزرگی از ذهن انسان مانند یک سیستم پنهان اما بسیار فعال عمل می‌کند؛ سیستمی که دائماً در پشت صحنه در حال پردازش اطلاعات و شکل دادن به رفتارهای ماست.

نویسنده
زینب علی وحدتی

برای مطالعه بیشتر

  •  روان درمانی پویشی فشرده و کوتاه مدت / دکتر نیما قربانی / فصل اول
  • www.verywellmind.com
روان شو وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال ما در بله راه افتاد