روان شو را در بله دنبال کنید

اهمال کاری در روانشناسی | چرا مغز «فردا» را انتخاب می‌کند؟

اهمال کاری در روانشناسی
همه ما در زندگی، روزهایی را سپری کرده‌ایم که با اشتیاق کامل تصمیم گرفته‌ایم تغییری بزرگ ایجاد کنیم . احتمالاً جملاتی شبیه به این‌ها بارها در ذهن شما یا اطرافیانتان چرخیده است: «از فردا رژیم غذایی‌ام را شروع می‌کنم»، «از ماه آینده به باشگاه ورزشی می‌روم» و کلاسیک‌ترین و آشناترینِ آن‌ها: «از شنبه شروع میکنم»
 
اگر شما هم از اینکه جاده موفقیت خود را با سنگ‌ریزه‌های پشت‌گوش‌اندازی ناهموار کرده‌اید احساس ناامیدی یا خشم دارید، می‌خواهیم در این مقاله کنار شما بنشینیم و صمیمانه بگوییم: شما تنها نیستید. پذیرش اینکه همه ما به نوعی با این نقص درگیر هستیم، اولین و شجاعانه‌ترین گام برای درک خودمان است. بیایید با هم و از زاویه علم روان‌شناسی و عصب‌شناسی، نگاهی به درون جمجمه‌مان بیندازیم تا ببینیم پشت پرده «اهمال‌ کاری» چه می‌گذرد.

اهمال کاری در روانشناسی به‌عنوان، به تعویق انداختن ارادی و غیرضروریِ یک عملِ قصدشده و مهم، با وجود آگاهی از پیامدهای منفی که همراه با ناراحتی ذهنی هست، تعریف می‌شود. این تعریف بر سه مؤلفه کلیدی تأکید دارد:

  •  ارادی بودن تأخیر
  •  غیرضروری بودن آن
  • و انتظار پیامد منفی که فرد بااین‌ حال اقدام نمی‌کند.
 

در مرورهای نظام‌مند و فراتحلیل‌ها نیز اهمال‌کاری اغلب به‌عنوان «شکست در خودتنظیمی» (self-regulation failure) توصیف شده که شامل مؤلفه‌های هیجانی و رفتاری است و به‌ویژه وقتی وظیفه ناخوشایند، دیربازده، یا مبهم باشد، تشدید می‌شود. 

اگر بخواهیم از تعاریف بیش از حد خشک، آکادمیک و پیچیده فاصله بگیریم ، اهمال‌کاری در ساده‌ترین و کاربردی‌ترین حالت یعنی: «کاری که باید همین الان انجام دهیم، اما به هر دلیلی آن را به تعویق می‌اندازیم» .

یکی از زیباترین راه‌ها برای درک این مفهوم، ارجاع به «آزمایش معروف مارشملو » است که در سال ۱۹۷۰ در دانشگاه استنفورد روی کودکان ۴ تا ۶ ساله انجام شد. در این پژوهش، به کودکان یک شیرینی داده می‌شد و به آن‌ها می‌گفتند اگر بتوانند ۱۵ دقیقه جلوی وسوسه خود را بگیرند و شیرینی را نخورند، یک شیرینی دیگر نیز به عنوان جایزه دریافت خواهند کرد.
 دوربین‌های مخفی، چالش‌ها و تقلاهای درونی شدید این کودکان را ضبط کردند؛ برخی همان لحظه شیرینی را می‌خوردند و برخی دیگر با چنگ و دندان خود را کنترل می‌کردند. بررسی‌های بعدی نشان داد کودکانی که توانسته بودند لذت‌های آنی را به تأخیر بیندازند، در بزرگسالی به مراتب انسان‌های موفق‌تری شدند. با الهام از این آزمایش، اهمال‌کاری یعنی: «خوردن شیرینی‌هایی که نباید همین الان بخوریم!»
آزمایش معروف مارشمالو والتر میشل
چه چیزی درباره شخصیت و خودکنترلی به ما می‌گوید؟
مقاله

ریشه اهمال کاری

ریشه اهمال کاری
ریشه اهمال کاری/اهمال کاری در روانشناسی

ریشه‌های عصب‌شناختی: مغز ما، حافظ حالت موجود است نه منجی پیشرفت!

 

برای اینکه خودمان را به خاطر تنبلی سرزنش نکنیم، باید با یک واقعیت علمی شگفت‌انگیز و کمی تلخ درباره مغزمان روبرو شویم. مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن بدن را تشکیل می‌دهد اما ۲۰ درصد از کل انرژی بدن را مصرف می‌کند. برای اینکه مغز بتواند حداقل مصرف انرژی را داشته باشد، از ترفند خاصی استفاده می‌کند: تبدیل رفتارهای تکراری به عادت‌های ناخودآگاه (مثل رانندگی بعد از چند ماه که دیگر انرژی خاصی از ما نمی‌گیرد) . اما این ماجرا یک روی دیگر هم دارد:

کار اصلی و ناخودآگاه مغز ما، پیشرفت و موفقیت ما نیست؛ کار اصلی مغز، حفظ حالت موجود است!

قسمت ناخودآگاه مغز تمام تلاش خود را می‌کند تا ما را در وضعیت فعلی‌مان ثابت نگه دارد. حالا چرا؟ چون هرگونه تغییر، یادگیری یا کار جدید، مصرف انرژی مغز را به شدت بالا می‌برد و مغز از این مصرف انرژی بیزار است.
Untitled design 2

آزمون مقیاس اهمال کاری ناب

1 / 12

در تصميم گيری آنقدر تعلل ميکنم که زمان از دست ميرود.

2 / 12

حتي بعد از آنکه تصميم را ميگيرم، در عمل کردن به آن تعلل ميکنم

3 / 12

قبل از اينکه تصميم نهايي بگيرم، زمان زيادی را روی موضوعات جزئي و کماهميت تلف ميکنم.

4 / 12

هنگام آماده شدن برای يک موعد مقرر، اغلب وقت را با انجام کارهای ديگر هدر ميدهم

5 / 12

حتي کارهايي را که فقط بايد بنشيني و انجام بدی، چند روز طول ميکشد تا انجام دهم

6 / 12

اغلب در حال انجام اموری هستم که مدتها قبل تصميم گرفته بودم انجام بدهم

7 / 12

هميشه به خودم ميگويم: فردا انجامش ميدهم

8 / 12

معمولا پيش از شروع کاری که بايد انجام دهم، تعلل ميکنم

9 / 12

معمولا زمان را برای انجام کارها از دست ميدهم

10 / 12

کارها را سر وقت انجام نميدهم

11 / 12

نميتوانم خوب کارها را به موقع به پايان برسانم

12 / 12

به تعويق انداختن کارها تا لحظه آخر، برايم هزينه هايي داشته است

Your score is

نقش تنظیم هیجان در اهمال‌کاری

اهمال کاری یعنی چه
اهمال کاری یعنی چه/ریشه اهمال کاری

یکی از توضیح‌های مهم درباره ریشه‌های اهمال‌کاری این است که گاهی مسئله فقط تنبلی، بی‌انگیزگی یا نداشتن مدیریت زمان نیست؛ بلکه احساساتی است که هنگام انجام یک کار تجربه می‌کنیم.

وقتی قرار است کاری را شروع کنیم، ممکن است احساساتی مثل اضطراب، خستگی، ترس از شکست، کلافگی یا ترس از قضاوت دیگران به وجود بیاید. اگر فرد در مدیریت این هیجان‌ها مشکل داشته باشد، ممکن است برای اینکه در همان لحظه احساس بهتری پیدا کند، انجام کار را به تعویق بیندازد. به این ترتیب، اهمال‌کاری می‌تواند نوعی راهکار کوتاه‌مدت برای فرار از یک احساس ناخوشایند باشد.

 

این ارتباط درپژوهشی که Wiwatowska و همکاران در سال ۲۰۲۵ انجام دادند، رابطه میان اهمال‌کاری، کنترل توجه، دشواری در تنظیم هیجان و سرگردانی ذهن بررسی شد. این پژوهش روی دانشجویان آموزش عالی انجام شد و نتایج نشان داد که مسئله اهمال‌کاری فقط این نیست که فرد نمی‌تواند به اندازه کافی تمرکز کند؛ بلکه نحوه مواجهه او با هیجان‌ها و افکار مزاحم نیز می‌تواند در این رابطه نقش داشته باشد.

 

تنظیم هیجان دقیقاً یعنی چه؟

تنظیم هیجان به مجموعه فرایندهایی گفته می‌شود که به ما کمک می‌کنند هیجان‌های خود را تشخیص دهیم، درک کنیم، بپذیریم و در صورت نیاز شدت یا نحوه بروز آن‌ها را مدیریت کنیم. در پژوهش مورد اشاره، برای بررسی دشواری در تنظیم هیجان از مقیاس DERS استفاده شده است. این مقیاس چند جنبه مختلف از دشواری در تنظیم هیجان را بررسی می‌کند؛ از جمله:

  • مشکل در آگاهی از هیجان‌ها: فرد متوجه نمی‌شود دقیقاً چه احساسی دارد.
  • مشکل در پذیرش هیجان‌ها: احساسات ناخوشایند را غیرقابل‌تحمل یا غیرقابل‌قبول می‌داند.
  • مشکل در کنترل تکانه: هنگام تجربه هیجان‌های شدید، کنترل رفتار برای فرد دشوار می‌شود.
  • مشکل در دسترسی به راهبردهای تنظیم هیجان: فرد نمی‌داند برای مدیریت احساسات ناخوشایند چه کاری می‌تواند انجام دهد.
  • مشکل در رفتار هدفمند: وقتی هیجان شدیدی را تجربه می‌کند، نمی‌تواند تمرکز خود را روی هدفش حفظ کند.
  • مشکل در شفافیت هیجانی: فرد در تشخیص و نام‌گذاری احساسات خود دچار سردرگمی می‌شود.

 

چرا تنظیم هیجان می‌تواند به اهمال‌کاری منجر شود؟

برای مثال، دانشجویی را تصور کنید که باید فصل پایان‌نامه‌اش را بنویسد. وقتی به این کار فکر می‌کند، ممکن است با خودش بگوید:

«اگر نتونم خوب بنویسم چی؟»

«خیلی زیاده، نمی‌دونم از کجا شروع کنم.»

«احتمالاً کارم ایراد داره.»

 

همین افکار می‌توانند احساس اضطراب، ناکافی‌بودن یا کلافگی ایجاد کنند. اگر فرد نتواند این هیجان‌ها را مدیریت کند، ممکن است به جای شروع کار، سراغ اینستاگرام، فیلم، بازی یا کارهای کم‌اهمیت‌تر برود. در آن لحظه، اهمال‌کاری یک نتیجه مهم دارد: احساس ناخوشایند کمتر می‌شود.

اما این آرامش موقتی است. چند ساعت یا چند روز بعد، کار همچنان باقی است و حالا اضطراب، احساس گناه و فشار زمانی نیز به آن اضافه شده است. همین پیامد باعث می‌شود چرخه اهمال‌کاری دوباره تکرار شود.

محصولات

نظریه مغز های سه گانه

طبق نظریه پل مک‌لین، مغز ما از سه بخش کاملاً مجزا اما مرتبط تشکیل شده که خواسته‌های آن‌ها همواره در تناقض جدی با یکدیگر است :
 

۱. مغز خزنده (قدیمی‌ترین بخش): وظیفه آن بقا، واکنش‌های سریع (مثل کشیدن دست از روی شیء داغ) و صرفه‌جویی در مصرف انرژی است. این مغز فوق‌العاده تنبل است و مدام در گوش ما می‌خواند: «حالا نمی‌شه بعداً انجامش بدی؟» او می‌خواهد هیچ چیز تغییر نکند. 

 

2. مغز پستاندار : مرکز عواطف، عشق، خشم و شادی است . این مغز از جزئیات فرار می‌کند و اولویتش این است که همین‌جا و همین الان احساس خوبی داشته باشد. اگر کاری خسته‌کننده باشد، مغز پستاندار سریعاً تمرکز ما را از روی آن فیلتر می‌کند تا از خستگی فرار کند.

 

3. مغز منطقی: قسمتی است که ما را از سایر موجودات متمایز می‌کند و کار تحلیل، استدلال و برنامه‌ریزی برای موفقیت آینده را بر عهده دارد.  اهمال‌کاری دقیقاً زمانی رخ می‌دهد که بخش احساسی و خزنده بر بخش منطقی غلبه می‌کنند و سکان هدایت رفتار ما را به دست می‌گیرند.

نئوکورتکس (مغز منطقی) مغز پستاندار (احساسی) مغز خزنده
تحلیل، برنامه‌ریزی، استدلال و نگاه به آینده بلندمدتفرار از جزئیات، لذت‌طلبی آنی در همین لحظهحفظ بقا، فیلتر کردن اطلاعات، تنبل، فرار از تغییر

اهمال‌کاری خاموش

انواع اهمال کاری
انواع اهمال کاری/اهمال کاری در روانشناسی
شاید شما هم افرادی را دیده‌اید که روزی ۱۶ ساعت کار می‌کنند، همیشه سرشان شلوغ است، دائم خسته و دویده‌اند اما به هیچ موفقیت بزرگی نمی‌رسند . آیا این هم اهمال‌کاری است؟ بله! علم به این پدیده «اهمال‌کاری خاموش» می‌گوید.
یکی از حرفه‌ای‌ترین انواع اهمال‌کاری این است که ما «خوب کار می‌کنیم»، اما متأسفانه «کارِ خوب نمی‌کنیم»
 
برای مثال، یک دانشجوی روان‌شناسی را تصور کنید که خودش را برای آزمون سرنوشت‌ساز کنکور کارشناسی ارشد آماده می‌کند (که یک کار مهم و غیرفوری در زندگی اوست). او به جای اینکه کتاب‌های مرجع و تخصصی را باز کند و مستقیماً شروع به خواندن، درک کردن و خلاصه نویسی مباحث کلیدی کند:
  • شبانه‌روز در کانال‌های مختلف تلگرام می‌چرخد و ده‌ها پوشه از فایل‌های خلاصه، پی‌دی‌اف‌های آموزشی و جزوه‌های رتبه‌های برتر را دانلود می‌کند.
 
  • هارد لپ‌تاپش را با گیگابایت‌ها ویدیوی آموزشی کنکور، کلاس‌های ضبط‌شده و وبینارهای مشاوره‌ای پر می‌کند.
 
  • تمام وقت و تمرکزش دائم صرف پیدا کردن «جدیدترین منابع» و مقایسه جزوه‌های تستی می‌شود و حسابی خودش را سرگرمِ فولدربندی فایل‌ها می‌کند.
 
این دانشجو در پایان روز به شدت خسته است، احساس می‌کند کار بزرگی برای آینده‌اش انجام داده و حتی از سمت خانواده و اطرافیانش هم به خاطر این همه شلوغ بودن، به عنوان فردی بسیار پرتلاش، پیگیر و دقیق تحسین می‌شود. اما حقیقت پشت پرده چیست؟ او در تله «اهمال‌کاری روتوش‌شده» گرفتار شده است. در واقع او خیلی «خوب کار می‌کند» (ساعت‌ها وقت می‌گذارد و خسته می‌شود)، اما «کارِ خوب نمی‌کند» (قدمی به سمت تسلط بر منابع برنمی‌دارد)

انواع اهمال کاری

۱. اهمال‌کاری به دلیل مسائل گرایشی (احساسی و تمایلات درونی)

 
این نوع اهمال‌کاری کاملاً ریشه در ترجیحات، احساسات و گرایش‌های درونی ما دارد که مایل نیستیم کاری را انجام دهیم. زیرمجموعه‌های این بخش عبارتند از:
  • فرار از زحمت (لذت‌طلبی آنی): شانه خالی کردن از زحمت کارهای سخت و پناه بردن به کارهای راحت‌تر. این حالت دقیقاً مثل این است که وقتی یک غذای گرم و مقوی در خانه آماده است، ما خودمان را با چیپس سیر کنیم! ریشه این موضوع معمولاً به تربیت خانوادگی برمی‌گردد؛ والدینی که از روی محبت تمام کارهای فرزندانشان را انجام می‌دهند، آن‌ها را در بزرگسالی به انسان‌هایی راحت‌طلب و مسئولیت‌ناپذیر تبدیل می‌کنند.
 
  • اجتناب (لج‌بازی با دستورات): این نوع اهمال‌کاری زمانی فعال می‌شود که کسی با لحنی دستوری یا آمرانه از ما کاری را می‌خواهد. در این حالت، صدایی درونی به ما می‌گوید: «این کار را انجام نده تا حالش جا بیاید!»
 
  • ترس از شکست و موفقیت: گاهی اقدام نمی‌کنیم چون به شدت می‌ترسیم که شکست بخوریم و نظر دیگران درباره ما خراب شود. جالب اینجاست که ترس از موفقیت هم وجود دارد؛ فرد از مسئولیت‌های جدید پس از موفقیت می‌ترسد که این هم نوعی ترس غیرمستقیم از شکست است.
 
  • کمال گرایی: کمال گراها کسانی هستند که استانداردهای غیرواقعی دارند و فکر می‌کنند یک کار باید از همان ابتدا «کاملِ کامل و بی‌نقص» باشد، وگرنه اصلاً نباید شروع کنند. این تفکر صفر و یکی که ریشه در احساس عمیق کمبود و بی‌کفایتی درونی دارد، باعث می‌شود فرد هرگز جرات شروع کارها را پیدا نکند.
 
  • تصمیم‌های هیجانی: کسانی که فقط «هیجان شروع» یک کار را دارند. با دیدن یک ایده جدید به وجد می‌آیند، پروژه قبلی را رها می‌کنند و به سراغ ایده جدید می‌روند و در نتیجه هیچ کاری در زندگی‌شان به سرانجام نمی‌رسد.

اگر مهارت‌های تنظیم هیجان ضعیف باشد، فرد نمی‌تواند این هیجان را کاهش دهد یا بپذیرد؛ در نتیجه برای «کاهش فوری ناراحتی»، کار را عقب می‌اندازد. عقب‌انداختن در کوتاه‌مدت آرامش می‌دهد، اما در بلندمدت اضطراب و فشار را بیشتر می‌کند و چرخهٔ اهمال‌کاری تقویت می‌شود.

2. اهمال‌کاری به دلیل مسائل شناختی (خطاهای ذهنی و اطلاعاتی)

 
در این نوع، مشکل از تمایل ما نیست، بلکه شناخت، اطلاعات و باورهای ما درباره موضوع دچار خطاست:
  • اجتناب شناختی: نداشتن آمادگی ذهنی برای روبرو شدن با مشکلات. این افراد توقع دارند همه چیز در زندگی بر وفق مرادشان پیش برود و با اولین سد یا ایراد فنی در کار، سریعاً جا می‌زنند و بهانه می‌آورند که «نشد» یا «شرایط اجازه نداد»
 
  • ناتوانی در تصمیم‌گیری: این افراد تنبل نیستند، بلکه وقتی در دوراهی‌های زندگی قرار می‌گیرند، به دلیل نداشتن مهارت تصمیم‌گیری منفعل می‌شوند. ریشه این ناتوانی معمولاً سه چیز است: بلد نبودن روش تصمیم‌گیری، ترس از پرداخت بهای تصمیم  و یا اینکه همه چیز را با هم می‌خواهند بدون اینکه اولویت‌بندی کنند.
 
  • تردید به خود: شک داشتن به هوش، استعداد و توانایی‌های خود به خاطر تلقین‌های منفی گذشته از سوی معلمان، خانواده یا جامعه. حقیقت این است که انسان‌ها فقط به اندازه باورهایشان محدود می‌شوند.
 
  •  بهانه‌جویی: بهانه یعنی دلایلی که برای توجیه انجام ندادن کاری می‌آوریم، در حالی که دیگرانی در شرایط بسیار بدتر آن کار را با موفقیت انجام داده‌اند. مغز ما استاد بزرگ تراشیدن بهانه‌هایی مثل «اگر پول داشتم»، «اگر شرایط کشور بهتر بود»، «اگر جوان‌تر بودم» و… است.
 
  • نامنظم بودن و خطای تخمین زمان: ناتوانی در برآورد درست زمان مورد نیاز برای کارها. این افراد معمولاً همیشه از برنامه‌هایشان عقب هستند و به جای کارهای فوری، کارهای گذشته خود را انجام می‌دهند.

پیرز استیل، یکی از برجسته‌ترین پژوهشگران حوزه اهمال‌کاری، در فراتحلیل بزرگ خود نشان داد که اهمال‌کاری بیشتر ریشه در تکانشگری، خودکارآمدی پایین و ناخوشایندی تکلیف دارد تا در ویژگی‌هایی مثل تنبلی یا روان‌رنجی؛ به‌عبارت‌دیگر، وقتی کاری برایمان ناخوشایند است و پاداش آن دور به‌نظر می‌رسد، مغز ترجیح می‌دهد لذت کوتاه‌مدت «انجام ندادن» را انتخاب کند. او توضیح می‌دهد که انگیزه ما برای شروع یک کار، حاصل تعامل چهار عامل «انتظار موفقیت»، «ارزش کار»، «فاصله تا پاداش» و «میزان تکانشگری» است

۳. اهمال‌کاری جسمانی

 
گاهی ذهن ما آماده کار است، اما بدن به دلیل خستگی مفرط، بیماری یا استرس شدید یاری نمی‌کند. البته گاهی خستگی‌های دائم به خاطر تغذیه و سبک زندگی نامناسب فیزیکی ماست ، اما در برخی مواقع نیز مغز از «بیماری» به عنوان یک بهانه فوق‌العاده برای توجیه تنبلی و فرار از مسئولیت سوءاستفاده می‌کند.
 

۴. اهمال‌کاری آنلاین 

 
تکنولوژی با تمام خدماتش، به بزرگ‌ترین سارق تمرکز ما تبدیل شده است. نوتیفیکیشن‌ها، زنگ تلفن‌ها و شبکه‌های اجتماعی دائم پردازش مغز ما را تکه‌تکه می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی با نشان دادن فیلترشده و جذاب‌ترین لحظات زندگی دیگران، نه تنها وقت ما را می‌دزدند، بلکه با ایجاد مقایسه‌های ناخودآگاه، میزان رضایت از زندگی را به شدت کاهش می‌دهند.

درمان اهمال کاری

درمان اهمال کاری
درمان اهمال کاری

1. تحلیل سود و زیان اهمال کاری

یک جدول چهارقسمتی درست کنید و درباره ادامه دادن یا کنار گذاشتن اهمال‌کاری بنویسید:

  • مزایای اهمال‌ کاری: اگر کار را عقب بیندازم، الان چه چیزی به دست می‌آورم؟ مثلاً کاهش موقت اضطراب یا داشتن زمان بیشتر برای استراحت.
  • معایب اهمال‌ کاری: ادامه این رفتار چه هزینه‌هایی برایم دارد؟ مثلاً افزایش استرس، احساس گناه یا عقب افتادن از برنامه.
  • مزایای کنار گذاشتن اهمال‌ کاری: اگر کار را به‌موقع انجام دهم، چه چیزهایی به دست می‌آورم؟ مثلاً آرامش بیشتر، احساس توانمندی یا وقت آزاد بیشتر.
  • معایب کنار گذاشتن اهمال‌ کاری: انجام ندادنِ اهمال‌کاری در کوتاه‌مدت چه چیزی برایم سخت می‌کند؟ مثلاً روبه‌رو شدن با اضطراب، خستگی یا احساس دشواری کار.
 

این تمرین کمک می‌کند ببینید اهمال کاری چه پاداش کوتاه‌مدتی به شما می‌دهد و در مقابل، چه هزینه‌ای در بلندمدت ایجاد می‌کند.

 

2. تمرین‌های ذهن‌آگاهی

ذهن‌آگاهی می‌تواند یکی دیگر از مهارت‌هایی باشد که به کاهش اهمال‌ کاری کمک می‌کند. شواهد پژوهشی در این زمینه نیز قابل توجه است.

برای مثال، Mao و همکاران (۲۰۲۵) در یک متاآنالیز سه‌سطحی، نتایج ۱۹ مطالعه با مجموع ۱۴٬۰۹۴ شرکت‌کننده را بررسی کردند. نتایج نشان داد بین ذهن‌آگاهی و اهمال‌کاری رابطه‌ای منفی و معنادار وجود دارد؛ به این معنا که افرادی که ذهن‌آگاهی بیشتری دارند، به‌طور کلی گرایش کمتری به اهمال‌کاری نشان می‌دهند. نویسندگان بر اساس این یافته‌ها مطرح کردند که مداخلات مبتنی بر ذهن‌آگاهی می‌توانند در کاهش اهمال‌کاری مورد توجه قرار بگیرند.

 

Timothy A. Pychyl، روان‌شناس و پژوهشگر شناخته‌شده حوزه اهمال‌کاری، نیز بر نقش ذهن‌آگاهی در مقابله با اهمال‌ کاری تأکید کرده است. از دیدگاه او، وقتی با یک تکلیف ناخوشایند مواجه می‌شویم، ممکن است گرفتار نگرانی، نشخوار فکری یا تلاش برای فرار از انجام آن شویم. ذهن‌آگاهی کمک می‌کند متوجه این فرایند شویم، بدون اینکه خودمان را به خاطر آن سرزنش کنیم، و سپس توجه خود را دوباره به کاری که قصد انجامش را داشتیم برگردانیم.

 Pychyl این فرایند را با ایده «دوباره شروع کردن» توضیح می‌دهد: اگر متوجه شدیم حواسمان پرت شده یا دوباره به سمت اهمال‌کاری رفته‌ایم، به جای درگیر شدن با خودسرزنشی، می‌توانیم دوباره شروع کنیم.

 

3. شناسایی هیجان پشت اهمال‌کاری

قبل از فرار از یک کار، از خودتان بپرسید: «الان دقیقاً چه احساسی دارم؟ اضطراب؟ خستگی؟ ترس از شکست؟ کلافگی؟

 

4. پذیرش هیجان به جای فرار فوری از آن

هدف این نیست که قبل از شروع کار حتماً احساس خوبی داشته باشید. گاهی باید بتوانیم با وجود کمی اضطراب یا بی‌حوصلگی، کار را شروع کنیم.

 

5. کوچک کردن تکلیف

به جای «امروز باید پایان‌نامه را بنویسم»، هدف را به یک رفتار کوچک تبدیل کنید: «فقط فایل را باز می‌کنم و پنج دقیقه روی آن کار می‌کنم.»

 

6. به چالش کشیدن تفسیرهای افراطی

مثلاً به جای «باید این کار را کاملاً بی‌نقص انجام دهم»، می‌توان گفت: «فعلاً هدف من انجام دادن یک نسخه اولیه است، نه یک نسخه کامل.»

کلام پایانی
پژوهش‌های روان‌شناسی به ما نشان می‌دهند که مسیر تغییر و پیشرفت، هرگز یک خط صاف و مستقیم نیست؛ این جاده پر از فراز و نشیب‌ها، سقوط‌ها و جهش‌های ناگهانی است. اگر احساس می‌کنید در زنجیر اهمال کاری اسیر شده‌اید، بدانید که این یک مکانیزم طبیعی بیولوژیکی در مغز شما برای بقا و حفظ انرژی است.دانستن این دلایل و رسیدن به خودآگاهی، نیمی از مسیر است.
Untitled design 2

آزمون مقیاس اهمال کاری ناب

1 / 12

در تصميم گيری آنقدر تعلل ميکنم که زمان از دست ميرود.

2 / 12

حتي بعد از آنکه تصميم را ميگيرم، در عمل کردن به آن تعلل ميکنم

3 / 12

قبل از اينکه تصميم نهايي بگيرم، زمان زيادی را روی موضوعات جزئي و کماهميت تلف ميکنم.

4 / 12

هنگام آماده شدن برای يک موعد مقرر، اغلب وقت را با انجام کارهای ديگر هدر ميدهم

5 / 12

حتي کارهايي را که فقط بايد بنشيني و انجام بدی، چند روز طول ميکشد تا انجام دهم

6 / 12

اغلب در حال انجام اموری هستم که مدتها قبل تصميم گرفته بودم انجام بدهم

7 / 12

هميشه به خودم ميگويم: فردا انجامش ميدهم

8 / 12

معمولا پيش از شروع کاری که بايد انجام دهم، تعلل ميکنم

9 / 12

معمولا زمان را برای انجام کارها از دست ميدهم

10 / 12

کارها را سر وقت انجام نميدهم

11 / 12

نميتوانم خوب کارها را به موقع به پايان برسانم

12 / 12

به تعويق انداختن کارها تا لحظه آخر، برايم هزينه هايي داشته است

Your score is

نویسنده
ارشد روانشناسی بالینی

برای مطالعه بیشتر

  • بهرام‌پور، م. پ. (۱۳۹۴). از شنبه: راهنمای علمی و کاربردی از اهمال‌کاری و تنبلی تا موفقیت. نشر تعالی.

  • www.psychologytoday.com 
  • Wiwatowska, E., Prost, M., Coll-Martin, T., & Lupiáñez, J. (2025). Is poor control over thoughts and emotions related to a higher tendency to delay tasks? The link between procrastination, emotional dysregulation and attentional control. British journal of psychology (London, England : 1953)116(4), 807–830. https://doi.org/10.1111/bjop.12793
روان شو وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

روان شو را در بله دنبال کنید