اختلال اضطراب اجتماعی در dsm 5|علائم، درمان + کیس واقعی
- روان شو
- اختلالات

اختلال اضطراب اجتماعی در dsm 5 یکی از اختلالات اضطرابی است که فراتر از خجالتی بودن، میتواند روابط، تحصیل، شغل و کیفیت زندگی فرد را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. اما علائم اختلال اضطراب اجتماعی و چرا در برخی افراد سالها ادامه پیدا میکند؟ در این مقاله، علاوه بر بررسی معیارهای تشخیصی و علائم، یک نمونه کیس واقعی را مرور میکنیم، جدیدترین مقالات علمی درباره عوامل تداومبخش اختلال اضطراب اجتماعی را بررسی خواهیم کرد و در پایان، مؤثرترین روشهای درمانی این اختلال را معرفی میکنیم.
نمونه کیس:من اضطراب اجتماعی دارم
در این مقاله، قصد دارم یکی از نمونههای واقعی بالینی را با شما به اشتراک بگذارم. این کیس با حفظ کامل محرمانگی، تغییر جزئیات شناساییکننده و با کسب رضایت آگاهانه مراجع، به منظور اهداف آموزشی و آگاهیبخشی نوشته شده است. هدفم این است که با روایت واقعی و صادقانه یک فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، درک عمیقتری از چالشها و ریشههای این اختلال ایجاد کنم.
نمونه کیس: سارا و سایه اضطراب اجتماعی
مراجع، دختری ۲۳ ساله به نام «سارا» (نام مستعار) که با تشویق خواهرش به درمان مراجعه کرد. مادر در جلسه اول درمان با نگرانی و شکایت فراوان گفت: «دخترم نمیتواند تنهایی بیرون برود. حتی برای رفتن به دانشگاه باید او را ببرم و بیاورم. رفتن تنها به بیرون برایش بسیار سخت و تقریباً غیرممکن شده است.»
سابقه شکلگیری مشکل: در بررسی تاریخچه، سارا به یک تجربه تلخ در دوران دبستان اشاره کرد که نقطه شروع مهمی در علائم او بوده است. یکی از معلمها در جلوی کلاس ظاهر او را مسخره کرده بود. از آن زمان به بعد، همکلاسیها نیز شروع به دستانداختن و تمسخر او کردند. این تجربیات تحقیرآمیز اولیه، تأثیر عمیقی بر اعتماد به نفس و ترس او از قضاوت دیگران گذاشته است.
در جلسات اولیه و با صحبت مستقیم با سارا، جزئیات زندگی روزمره او روشنتر شد. او در کلاسهای دانشگاه تقریباً هیچ مشارکتی ندارد؛ نه سوالی میپرسد، نه در بحثها شرکت میکند و دوستی ندارد. در محیطهای عمومی مانند مترو و اتوبوس، برای اجتناب از تماس چشمی با دیگران، سرش را پایین میاندازد.
چند ماه پیش، هنگام ارائه درسی در دانشگاه، اضطراب شدیدی در او ایجاد شد. با وجود تسلط کامل به مطالب، ذهنش خالی کرد، مطالب را فراموش نمود و مجبور شد فقط از روی نوشتهها بخواند. این اتفاق او را بسیار سرخورده و مضطرب کرد.در موقعیت دیگری، وقتی در مهمانی سر میز غذا نشسته بود، استرس سارا به حدی بالا رفت که نتوانست غذایی بخورد. فقط با بشقابش بازی میکرد و لقمهها در گلویش گیر میکردند.
بررسی خانوادگی و زمینههای زمینهای: والدین سارا نیز سطح بالایی از اضطراب دارند. پدر خانواده (که سارا فرزند تکدختر اوست) صراحتاً درخواست کرده که دخترش به هیچ عنوان تنهایی بیرون نرود. مادر نگرانی شدید و بیشازحدی دارد و مدام تصور میکند «اگر سارا تنها به دانشگاه برود، ماشین به او میزند و حتی نمیتواند از خیابان رد شود.»
علاوه بر این، یکی از عمه های سارا نیز نشانهها و علائم مشابه اختلال اضطراب اجتماعی را داشته است. این الگوی خانوادگی همراه با تجربیات تحقیرآمیز دوران کودکی، نقش مهمی در شکلگیری و تداوم مشکل سارا داشته است.
سایر علائم مشاهدهشده: در کنار علائم اصلی اضطراب اجتماعی، نشانهها و رگههایی از افسردگی نیز در سارا دیده میشود (مانند کاهش انگیزه، احساس سرخوردگی پس از موقعیتهای اجتماعی ناموفق، و عدم علاقه به پیگیری مسیر شغلی). با این حال، شدت این علائم به حدی نیست که تشخیص مستقل اختلال افسردگی مطرح شود و بیشتر به عنوان ویژگیهای همراه اضطراب اجتماعی ظاهر میشوند.
سارا علیرغم هوش بالا و سابقه تحصیل در مدارس تیزهوشان، عملکرد تحصیلی متوسطی دارد و در حال حاضر در یکی از دانشگاههای دولتی خوب پذیرفته شده است. با این حال، انگیزه و علاقه کمی به کار کردن و پیگیری اهداف شغلی نشان میدهد.
اختلال اضطراب اجتماعی در dsm 5

برای تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی، روانشناسان و روانپزشکان از معیارهای مشخصی استفاده میکنند که در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5-TR) ارائه شدهاند. وجود این معیارها به متخصصان کمک میکند تا اضطراب اجتماعی را از خجالتی بودن یا اضطرابهای طبیعی زندگی روزمره تشخیص دهند. در ادامه، این معیارها را به زبانی روان و قابل فهم مرور میکنیم.
A. ترس یا اضطراب شدید نسبت به یک یا چند موقعیت اجتماعی که در آنها فرد در معرض مشاهده، توجه یا ارزیابی دیگران قرار میگیرد. این موقعیتها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- تعاملات اجتماعی (مانند صحبت کردن با دیگران، ملاقات یا آشنا شدن با افراد جدید)
- قرار گرفتن تحت نظارت دیگران (مانند غذا خوردن یا نوشیدن در حضور دیگران)
- انجام دادن کاری در مقابل دیگران (مانند سخنرانی کردن)
نکته: در کودکان، اضطراب باید در تعامل با همسالان نیز مشاهده شود و نباید تنها به تعامل با بزرگسالان محدود باشد.
B. فرد میترسد به گونهای رفتار کند یا علائم اضطراب از خود نشان دهد که موجب ارزیابی منفی دیگران شود؛ برای مثال، مسخره شود، احساس شرمندگی کند، مورد پذیرش قرار نگیرد یا باعث ناراحتی یا رنجش دیگران شود.
C. موقعیت یا موقعیتهای اجتماعی تقریباً همیشه باعث ایجاد ترس یا اضطراب در فرد میشوند.
توجه: در کودکان، ترس یا اضطراب ممکن است به صورت گریه کردن، قشقرق، بیحرکت ماندن، گوشهگیری، یا خودداری از صحبت کردن در موقعیتهای اجتماعی بروز کند.
D. فرد به طور فعال از موقعیتهای اجتماعی اجتناب میکند یا در صورت اجبار، آنها را با ترس و اضطراب شدید تحمل میکند.
اگر موقعیتهای ترس آور یک یا دو موقعیت باشد، به آن اضطراب اجتماعی اختصاصی یا عملکردی گفته می شود ولی اگر فرد از طیف وسیعی از موقعیتها بترسد، اضطراب اجتماعی فراگیر نامیده می شود.
E. شدت ترس یا اضطراب با خطر واقعی موقعیت اجتماعی تناسب ندارد. البته قضاوت درباره «نامتناسب بودن» باید با در نظر گرفتن زمینه فرهنگی و اجتماعی انجام شود.
F. ترس، اضطراب یا اجتناب، پایدار و مداوم است و معمولاً حداقل ۶ ماه ادامه دارد.
G. ترس، اضطراب یا اجتناب باعث ناراحتی شدید یا اختلال بالینی معنادار در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر حوزههای مهم زندگی فرد میشود.
H. این علائم را نمیتوان به اثرات مستقیم یک ماده (مانند مواد مخدر یا داروهای تجویزی) یا یک بیماری جسمانی نسبت داد.
I. این علائم با اختلال روانی دیگری بهتر توجیه نمیشوند؛ برای مثال، اختلال پانیک، اختلال بدشکلی بدن (Body Dysmorphic Disorder) یا اختلال طیف اوتیسم.
J. اگر فرد به یک بیماری جسمانی دیگر مبتلا باشد (مانند بیماری پارکینسون، چاقی یا تغییر شکل صورت یا بدن ناشی از سوختگی یا زخم)، ترس، اضطراب یا اجتناب یا ارتباطی با آن بیماری ندارد یا شدت آن به طور قابل توجهی بیش از حد انتظار است.
علائم اختلال اضطراب اجتماعی
افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی معمولاً نگران هستند که دیگران آنها را بهطور منفی قضاوت کنند یا متوجه اضطرابشان شوند و آنها را فردی مضطرب، ناتوان یا دستوپاچلفتی بدانند. به همین دلیل، اغلب از موقعیتهای اجتماعی یا عملکردی اجتناب میکنند. این اضطراب معمولاً با نشانههای جسمانی مانند تپش قلب، لرزش، تعریق، انقباض عضلانی، دلدرد و خشکی دهان همراه است.
در صورت تداوم، این اختلال میتواند باعث اختلال قابلتوجه در عملکرد فرد شده و بر جنبههای مختلف زندگی او تأثیر منفی بگذارد؛ بهگونهای که این افراد معمولاً پیشرفت تحصیلی و وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی پایینتری دارند و در مقایسه با جمعیت عمومی، احتمال مجرد بودن، بیوه بودن یا مطلقه بودن در آنها بیشتر است.
اضطراب اجتماعی میتواند به دو شکل دیده شود:
- در نوع اختصاصی، ترس تنها به یک موقعیت خاص مانند سخنرانی، غذا خوردن در جمع یا اجرا محدود است.
- اما در نوع فراگیر، فرد در سه یا چند موقعیت اجتماعی دچار اضطراب میشود و تقریباً بیشتر تعاملات اجتماعی برای او استرسزا هستند. این اختلال معمولاً از دوران کودکی یا اوایل نوجوانی آغاز میشود و بسیاری از بیماران هنگام مراجعه میگویند: «من از بچگی همینطور بودم.» از آنجا که در دوره نوجوانی نظر و قضاوت دیگران اهمیت زیادی پیدا میکند، علائم اضطراب اجتماعی نیز اغلب در همین سنین شدت مییابد.
مطالعات نشان میدهد که زنان بیشتر از مردان به اختلالات اضطرابی و افسردگی مبتلا میشوند؛ یکی از دلایل مطرحشده، گرایش بیشتر زنان به نشخوار فکری و تمرکز بر جزئیات است. با این حال، در مورد اضطراب اجتماعی، هنجارهای فرهنگی نیز نقش مهمی دارند. در بسیاری از جوامع، از جمله فرهنگ ما، رفتارهای خجالتی و کمحرف در زنان بیشتر پذیرفته میشود، اما همین رفتارها در مردان کمتر قابل قبول تلقی میشود؛ به همین دلیل، مردان مبتلا بیشتر برای درمان مراجعه میکنند.
در گذشته تصور میشد که علت اصلی اضطراب اجتماعی، والدین بیش از حد انتقادگر هستند. امروزه میدانیم که اگرچه سبک فرزندپروری و تجربه انتقاد مداوم میتواند در شکلگیری این اختلال نقش داشته باشد، اما بهتنهایی علت آن نیست و عوامل ژنتیکی نیز سهم قابلتوجهی دارند. در واقع، بروز اختلال نتیجه تعامل آسیبپذیری زیستی و فشارهای روانی است.
اگرچه اضطراب اجتماعی یک اختلال روانشناختی است، اما همیشه باید علل جسمانی نیز بررسی شوند. پرکاری یا کمکاری تیروئید، کمخونی و برخی بیماریهای جسمی میتوانند علائمی شبیه اضطراب ایجاد کنند. همچنین اگر علائم بهطور ناگهانی و بدون سابقه قبلی شروع شوند، باید احتمال وجود یک بیماری طبی یا مصرف داروها و مواد مؤثر بر اضطراب را نیز در نظر گرفت.
بر اساس مدل سهگانه بارلو، برای شکلگیری اختلالات اضطرابی سه نوع آسیبپذیری مطرح میشود: آسیبپذیری زیستی یا ژنتیکی که زمینه ارثی ابتلا را فراهم میکند، آسیبپذیری روانشناختی عمومی که از تجربیات اولیه زندگی و سبک فرزندپروری ناشی میشود و آسیبپذیری روانشناختی اختصاصی که به یادگیری ترس از موقعیتهای خاص مربوط است؛ برای مثال، کودکی که مادر مبتلا به وسواس یا اضطراب دارد، ممکن است نگرشهای اضطرابی را از او بیاموزد. تعامل این سه نوع آسیبپذیری با رویدادهای استرسزا احتمال بروز اختلال را افزایش میدهد.
بسیاری از افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی از ابراز احساسات خود اجتناب میکنند، زیرا در طول زندگی آموختهاند که احساساتشان ارزشمند نیست یا به دلیل بیان آنها مورد سرزنش قرار گرفتهاند. این تجربهها بهتدریج باورهای منفی مانند «من دوستداشتنی نیستم» یا «احساساتم اهمیتی ندارد» را در آنها شکل میدهد.
یکی از ویژگیهای مهم این اختلال، خودانتقادگری شدید است. این افراد نهتنها پیش از موقعیت اجتماعی نگران شکست و قضاوت دیگران هستند، بلکه حین موقعیت نیز دائماً عملکرد خود را زیر نظر میگیرند و پس از پایان آن، وارد چرخهای از مرور ذهنی و سرزنش خود میشوند؛ فرایندی که «پردازش پس از رویداد» (Post-Event Processing) نام دارد و نقش مهمی در تداوم اضطراب اجتماعی ایفا میکند.
برخلاف تصور رایج، پژوهشها نشان دادهاند که اغلب افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی دچار کمبود مهارتهای اجتماعی نیستند. آنها معمولاً میدانند در موقعیتهای اجتماعی چگونه باید رفتار کنند، اما شدت اضطراب، خودآگاهی افراطی و ترس از ارزیابی منفی مانع میشود که بتوانند این مهارتها را بهطور مؤثر به کار بگیرند.
همبودی اختلال
اختلال اضطراب اجتماعی ممکن است، با سایر اختلالات روانپزشکی همزمان بروز میکند. شایعترین اختلالات همبود با آن شامل:
- سایر اختلالات اضطرابی
- اختلال افسردگی اساسی
- اختلالات مصرف مواد هستند.
همچنین، حدود 50 درصد از افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی، معیارهای تشخیصی اختلال شخصیت اجتنابی را نیز دارند.
افراد دچار SAD ترس مفرط از یک یا چند موقعیت اجتماعی معمولا 7 موقعیت را نشان میدهند.( 93 درصد افراد سه ترس یا بیشتر را گزارش کرده اند). موقعیتهای اضطراب برانگیز شامل: سخنرانی، مخالفت کردن با دیگران، صحبت با مراجع قدرت، ملاقات با افراد جدید، خوردن در مکان عمومی، استراحت در مکان عمومی
5 عامل تداوم بخش اضطراب اجتماعی
بر اساس یافتههای جدیدترین مقاله مروری منتشر شده در این حوزه (۲۰۲۳)، چهار عامل اصلی زیر مسئول زنده نگه داشتن و تداوم اضطراب اجتماعی در ذهن افراد هستند:
۱. سوگیری حافظه و «سانسور تجربیات مثبت» (Memory Impairments)
ذهن یک فرد مبتلا به اضطراب اجتماعی مانند یک فیلتر سینمایی عمل میکند که تمام رنگهای روشن را حذف کرده و فقط سایهها را نشان میدهد. تحقیقات جدید ثابت کردهاند که این افراد دچار «نقص حافظه در بافتهای مثبت» هستند.
وقتی فرد در یک جمع حاضر میشود و تعاملات موفقی را تجربه میکند، سیستم شناختی او توانایی ثبت و بازخوانی این موفقیتها را ندارد. در عوض، اگر در طول چند ساعت مهمانی، تنها یک ثانیه سکوت سنگین برقرار شده باشد یا یک نفر نگاهش را دزدیده باشد، ذهن فرد تمام تمرکز خود را روی آن تکه پازل منفی میگذارد. در نتیجه، فرد همیشه با این باور از جمع خارج میشود که: «باز هم خراب کردم!»، چون حافظهاش بخشهای خوب داستان را به نفع سناریوی اضطرابی، سانسور کرده است.
۲. ترومای اجتماعی و سیمکشی مجدد سیستم تهدید (Social Trauma)
یکی از جالبترین یافتههای مقاله ۲۰۲۳، بررسی مفهوم «ترومای اجتماعی» (بیورنسون و همکاران) است. ما معمولاً تروما را با حوادث ناگواری مثل تصادف یا جنگ میشناسیم؛ اما علم امروز نشان میدهد تجربههای شدید تحقیر، طرد شدن، مسخره شدن در دوران مدرسه یا خط خوردن از جمعهای دوستانه، دقیقاً اثری مشابه تروما روی سیستم عصبی میگذارند.
این تجربیات «عدم امنیت اجتماعی»، باعث میشوند که مغز موقعیتهای اجتماعی عادی را به عنوان «منطقه جنگی» و تهدید جانی شناسایی کند. نزدیک به یکسوم از نمونههای بررسیشده با اضطراب اجتماعی شدید، علائمی کاملاً مشابه با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را نسبت به خاطرات طرد شدنهای گذشتهشان نشان دادهاند. این یعنی مغز برای جلوگیری از آسیب مجدد، همیشه در حالت آمادهباش و فرار باقی میماند.
۳. تله «تمرکز شدید روی خود» (Self-focused Attention)
در یک تعامل اجتماعی عادی، توجه ما میان خودمان، طرف مقابل و محیط تقسیم میشود. اما در اضطراب اجتماعی، تمام پهنای باند توجه فرد به سمت «درون» برمیگردد. فرد مدام در حال پایش (Monitoring) لحظهبهلحظه خود است:
«الان دستم لرزید؟»
«تپش قلبم را بقیه میفهمند؟»
«لحن صدایم لوس نبود؟»
تحقیقات (آرچ و همکاران، ۲۰۱۹) نشان میدهند این افکار درونگرا و مزاحم، کاملاً از کنترل فرد خارج هستند. وقتی تمام توجه شما صرف چک کردن خودتان میشود، سیگنالهای مثبت محیطی (مثل لبخند یا تایید طرف مقابل) را دریافت نمیکنید و این تمرکز افراطی روی علائم بدنی، اضطراب را به صورت صعودی افزایش میدهد.
۴. نشخوار فکری پس از رویداد (Post-Event Processing)
مکانیزم تداومبخش بعدی، کالبدشکافی ذهنی بعد از تمام شدن ماجراست. فرد مضطرب پس از بازگشت به خانه، ساعتها یا حتی روزها وقت صرف بررسی جزئیات مکالمات میکند. او در ذهن خود سناریوها را بازسازی میکند، اشتباهات فرضیاش را برجسته میکند و برای آنها افسوس میخورد.
این ریتم مداومِ نشخوار فکری، بر اساس ارزیابیهای فیزیولوژیکی، ضربان قلب را حتی پس از پایان موقعیت اجتماعی در سطح استرس بالا نگه میدارد و به مغز این پیام را مخابره میکند که «روابط اجتماعی خطرناک هستند».
5.سوگیری نگاه و اجتناب چشمی (Gaze Avoidance)
پژوهشگران در یک مطالعه آزمایشگاهی با استفاده از تکنولوژی ردیابی حرکات چشم (Eye-tracking)، رفتار نگاه کردن افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی را در مواجهه با تصاویر چهرهها بررسی کردند. یافتهها نشان داد این افراد به شکل معناداری زمان بسیار کوتاهتری را صرف نگاه کردن به چشمهای مخاطب میکنند و به سرعت زاویه دید خود را تغییر میدهند (Gaze Avoidance).
این فرار چشمی سریع و خودکار، یک مکانیسم دفاعی ناکارآمد است که مانع از دیده شدن نشانههای عاطفی مثبت یا خنثی در چهره دیگران میشود. در نتیجه، فرد بدون دریافت بازخوردهای واقعی و واقعیسنجیِ محیط، در دنیایی از فرضیات منفی و پیشداوریهای خود درباره قضاوت دیگران باقی میماند.
درمان اضطراب اجتماعی
خوشبختانه اختلال اضطراب اجتماعی یکی از اختلالات روانشناختی است که درمانهای مؤثر و مبتنی بر شواهد متعددی برای آن وجود دارد. امروزه پژوهشها نشان میدهند که درمان شناختی-رفتاری (CBT)، درمان پذیرش و تعهد (ACT) و مواجهه با واقعیت مجازی (Virtual Reality Exposure Therapy یا VRET) از مؤثرترین رویکردهای درمانی برای کاهش علائم این اختلال هستند. در برخی موارد نیز روانپزشک ممکن است برای کنترل علائم، دارودرمانی را در کنار رواندرمانی توصیه کند.
درمان شناختی-رفتاری (CBT)
درمان شناختی-رفتاری (Cognitive Behavioral Therapy) خط اول درمان اختلال اضطراب اجتماعی محسوب میشود و بیشترین شواهد پژوهشی از اثربخشی آن حمایت میکنند. این درمان بر این اصل استوار است که مشکل اصلی افراد مبتلا، صرفاً حضور در موقعیتهای اجتماعی نیست؛ بلکه تفسیرهای منفی، ترس از ارزیابی دیگران و رفتارهای اجتنابی باعث تداوم اضطراب میشوند.
در CBT، درمانگر به فرد کمک میکند افکار ناکارآمد خود را شناسایی و اصلاح کند و بهتدریج با موقعیتهایی که از آنها میترسد روبهرو شود. مهمترین تکنیکهای این درمان عبارتاند از:
آموزش روانشناختی درباره اضطراب اجتماعی
شناسایی و اصلاح افکار منفی (بازسازی شناختی)
مواجهه تدریجی با موقعیتهای اجتماعی ترسناک
حذف رفتارهای ایمنی مانند اجتناب از تماس چشمی یا آرام صحبت کردن
انجام آزمایشهای رفتاری برای آزمودن باورهای منفی
کاهش خودآگاهی افراطی و هدایت توجه به محیط بیرون
کاهش نشخوار ذهنی و پردازش پس از رویداد (PEP)
هدف CBT حذف کامل اضطراب نیست، بلکه کمک به فرد برای حضور مؤثر در موقعیتهای اجتماعی، حتی در صورت تجربه مقداری اضطراب است.
درمان پذیرش و تعهد (ACT)
درمان پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy یا ACT) یکی از درمانهای نسل سوم است که در سالهای اخیر شواهد علمی امیدوارکنندهای برای اثربخشی آن در اضطراب اجتماعی ارائه شده است. برخلاف CBT که بیشتر بر تغییر محتوای افکار تمرکز دارد، ACT به افراد کمک میکند رابطه متفاوتی با افکار و احساسات خود برقرار کنند.
در این رویکرد، فرد میآموزد بهجای جنگیدن با اضطراب یا تلاش برای حذف آن، احساسات و افکار ناخوشایند را بپذیرد، از آنها فاصله بگیرد (گسلش شناختی) و در مسیر ارزشهای شخصی خود عمل کند. هدف ACT این نیست که اضطراب را از بین ببرد، بلکه به فرد کمک میکند حتی در حضور اضطراب نیز زندگی معنادار و فعالی داشته باشد.
درمان با واقعیت مجازی (Virtual Reality Exposure Therapy)
یکی از نوآورانهترین روشهای درمان اضطراب اجتماعی، استفاده از واقعیت مجازی (Virtual Reality Exposure Therapy یا VRET) است. در این روش، فرد با استفاده از هدست واقعیت مجازی وارد محیطهای شبیهسازیشدهای مانند کلاس درس، جلسه کاری، مهمانی یا سخنرانی میشود و در فضایی امن و کنترلشده با موقعیتهای اضطرابآور روبهرو میشود.
در واقع، VRET شکل جدیدی از مواجهه است که یکی از مؤثرترین تکنیکهای CBT محسوب میشود. این روش به درمانگر اجازه میدهد شدت موقعیتهای اجتماعی را بهصورت تدریجی تنظیم کند و بدون نیاز به حضور در موقعیت واقعی، فرصت تمرین مکرر را برای بیمار فراهم سازد.
پژوهشهای سالهای اخیر نشان دادهاند که درمان با واقعیت مجازی میتواند به اندازه مواجهه سنتی در کاهش علائم اضطراب اجتماعی مؤثر باشد. علاوه بر این، این روش معمولاً برای افرادی که از مواجهه مستقیم اجتناب میکنند، جذابتر و قابلپذیرشتر است و انتظار میرود با پیشرفت فناوری، نقش پررنگتری در درمان اختلال اضطراب اجتماعی پیدا کند.
اختلال اضطراب اجتماعی حاصل تعامل عوامل ژنتیکی، روانشناختی، محیطی و تجربیات زندگی با رویدادهای استرسزا است.ریشه اختلال اضطراب اجتماعی چندعاملی است و از تعامل عوامل ژنتیکی، تجربیات اولیه زندگی و سبک فرزندپروری، یادگیری ترس از موقعیتهای اجتماعی و رویدادهای استرسزا شکل میگیرد. همچنین، عوامل زیستی و برخی بیماریهای جسمانی میتوانند در بروز یا تشدید علائم آن نقش داشته باشند.
برای مطالعه بیشتر
- سادوک، ب. ج.، سادوک، و. ا.، و روئیز، پ. (۲۰۲۲). خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک (ویرایش ۱۲، رضاعی و همکاران، مترجمان). انتشارات ارجمند.
- pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/37077452
