اختلال استرس پس از سانحه در dsm 5 | بررسی علائم، درمان
- روان شو
- اختلالات

وقتی سایه تروما بر زندگی سنگینی میکند، درک آن راهگشاست. اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یکی از پیچیدهترین واکنشهای روانی است که در اختلال استرس پس از سانحه در dsm 5 با دقت بالینی بررسی شده است.
اختلال استرس پس از سانحه در dsm 5
اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) اختلالی است که ممکن است در افراد پس از تجربه یا مشاهده رویدادهای تروماتیک و وحشتناکی مانند مرگ، تهدید جدی به جان، جراحت شدید یا خشونت جنسی رخ دهد. این اختلال طیفی از واکنشهای روانی و فیزیولوژیک است که فراتر از استرس معمولی بوده و توانایی فرد را در زندگی روزمره مختل میکند.
به طور کلی، علائم و نشانههای این اختلال را میتوان در چهار دسته اصلی خلاصه کرد:
۱. نفوذ تروما: فرد قادر به کنترل خاطرات نیست؛ به طوری که خاطرات ناخواسته، کابوسهای تکراری و حالاتی شبیه به فلشبک (که در آن فرد احساس میکند رویداد دوباره در حال رخ دادن است) او را به شدت درگیر میکنند.
۲. اجتناب مداوم: برای فرار از درد و اضطراب، فرد تلاش میکند از هر چیزی که یادآور حادثه است دوری کند؛ چه از نظر فکری (خاطرات و افکار) و چه از نظر محیطی (مکانها، افراد یا اشیاء).
۳. تغییرات منفی در شناخت و خلق: نگاه فرد به خود و دنیا تاریک میشود. این تغییرات شامل احساس گناه یا سرزنش خود، فراموشی بخشهایی از حادثه، کاهش علاقه به زندگی، انزوا از دیگران و ناتوانی در تجربه شادی است.
۴. برانگیختگی و واکنشهای شدید: سیستم عصبی فرد در حالت آمادهباش قرار میگیرد. این حالت با علائمی مانند پرخاشگری ناگهانی، بیاحتیاطی، مشکلات خواب، هوشیاری بیش از حد (گوش به زنگ بودن) و مشکل در تمرکز خود را نشان میدهد.
| معیار | عنوان | توضیح |
|---|---|---|
| A | در معرض تروما | تجربه مستقیم، شاهد بودن، یا آگاهی از ترومای فجیع (مرگ، جراحت، تجاوز) برای خود یا نزدیکان؛ یا مواجهه شغلی مکرر با جزئیات آن. |
| B | علائم | خاطرات مزاحم، کابوس، فلشبک (حس باززنده شدن حادثه)، یا ناراحتی و واکنش جسمی شدید هنگام یادآوری. |
| C | اجتناب | دوری کردن از افکار، احساسات و خاطرات (درونی) و همچنین دوری از مکانها، افراد و اشیاء یادآور (بیرونی). |
| D | تغییرات منفی شناختی و خلقی | فراموشی حادثه، باورهای منفی (مثل "من بدم")، سرزنش خود، احساس گناه، انزوا، و ناتوانی در تجربه شادی. |
| E | تغییرات برانگیختگی و واکنش | پرخاشگری، رفتارهای پرخطر، هوشیاری بیش از حد، پریدن با کوچکترین صدا، مشکل تمرکز و اختلال خواب. |
| F | مدت زمان | علائم باید بیش از یک ماه طول بکشند. |
| G | نابسامانی در عملکرد | ایجاد رنج شدید یا اختلال در کار، روابط اجتماعی یا سایر حوزههای مهم زندگی. |
| H | عدم مصرف مواد | علائم ناشی از اثر مستقیم دارو، الکل یا بیماری جسمی دیگر نباشد. |
فلشبک حالتی است که فرد ناگهان احساس میکند رویداد تروماتیک در حال وقوع دوباره است و گاهی آگاهی خود نسبت به محیط اطراف را کاملاً از دست میدهد. این تجربه معمولاً به صورت نفوذ ناخواسته و قدرتمند خاطرات همراه با واکنشهای فیزیولوژیک شدید رخ میدهد.
اسپسیفایر
- شخص زدایی: فرد احساس میکند از وجود خود جدا شده است. انگار ناظری بیرونی است که از دور به بدن و افکار خود مینگرد. او ممکن است احساس کند در یک خواب یا رؤیا به سر میبرد، شخصیت یا بدنش واقعی نیستند، یا زمان با سرعتی بسیار کند میگذرد.
- واقعیت زدایی: فرد محیط اطراف و اشیاء را غیرواقعی و بیروح تجربه میکند. دنیا برای او مانند یک رؤیا، دوردست، تار و تحریف شده به نظر میرسد و گویی انسانهای اطرافش اشیایی بیجان (مثل مقوایی) هستند.
۲. ظهور دیرهنگام: این مورد زمانی به کار میرود که معیارهای کامل اختلال تا حداقل ۶ ماه پس از رویداد تروماتیک ظاهر نشوند. البته ممکن است برخی از علائم بلافاصله بعد از حادثه شروع شده باشند، اما مجموعه علائم تشخیصی با تأخیر رخ میدهد.
ASD و PTSD
مشخصه اصلی اختلال استرس بعد از تروما (PTSD) و اختلال استرس حاد (ASD) استرس و اضطراب شدید بعد از یک رویداد تروماتیک یا استرس زا است. رویدادهای تروماتیک یا استرس آمیز شامل موارد زیر هستند:
- شاهد یک تصادف شدید یا جنایت شنیع بودن یا درگیر بودن در آن
- شاهد جنگهای نظامی بودن یا درگیر بودن در آنها
- شاهد تهاجم بودن یا درگیر بودن در آن
- گروگان گرفته شدن توسط آدم ربایان
- درگیر بودن در فجایع طبیعی
- مبتلا شدن به بیماریهای تهدید کننده زندگی
- تجربه کردن بدرفتاری فیزیکی یا سواستفاده جنسی
به طور کلی فرد به این تجربه با ترس و درماندگی واکنش نشان میدهد و تلاش میکند تا کل آن را به یاد نیاورد یا قسمتهایی از آن را فراموش کند. عوامل استرس زا در اختلال استرس حاد و اختلال استرس بعد از تروما به اندازه کافی شدید هستند تا تقریباً در همه انسانها تأثیر بگذارند. بعضی از این عوامل عبارتند از تجربه های جنگی شکنجه، تصادفات شدید.
این افراد رویداد تروماتیک را در رؤیاها و در افکار روزانه خود مجدد تجربه می کنند؛ عزمشان جزم است که از هر چیزی که رویداد را به یادشان می آورد اجتناب کنند. آنها در عین این که در حالتی از برانگیختگی مفرط به سر میبرند به هیچ چیزی واکنش نشان نمی دهند (بی حسی هیجانی). سایر سمپتوم ها عبارتند از افسردگی، اضطراب، مشکلات شناختی مثل نداشتن تمرکز حواس.
نرخ شیوع
نرخ بروز اختلال استرس بعد از تروما بین ۹ تا ۱۵ درصد و نرخ شیوع تمام عمری آن حدود ۸ درصد در مردم عادی جامعه جمعیت غیر بالینی تخمین زده میشود.نرخ شیوع در مردان ۱۰ درصد و در زنان ۴ درصد است. 30 درصد سربازان آمریکایی که از جنگ بر میگردند دچار PTSD تمام عیار میشوند و 22.5 درصد نیز به PTSD جزئی مبتلا خواهند شد. ۱۳ درصد سربازانی که از جنگ عراق و افغانستان برگشتند مبتلا به PTSD دیاگنوز شدند.
با این که PTSD ممکن است در هر سنی روی دهد در جوانان شایع تر است زیرا این گروه سنی بیشتر در معرض رویدادهای ناگوار قرار میگیرند کودکان نیز ممکن است به این اختلال مبتلا شوند. نوع تروماهایی که زنان و مردان در معرض آنها قرار میگیرند با هم تفاوت دارند. تروماهای مردانه معمولاً شرکت در جنگ و تروماهای زنانه معمولاً تهاجم یا تجاوز است. این اختلال بیشتر از همه در افراد مجرد طلاق گرفته منزوی از دیگران یا متعلق به طبقات پایین جامعه از لحاظ اجتماعی اقتصادی روی میدهد.
با این حال هیچکس از آن در امان نیست مهمترین عوامل خطر عبارتند از: شدت و مدت تروما و مجاورت نزدیکی فرد به محل وقوع آن به نظر می رسد. این اختلال در خانواده ها جریان دارد و خویشاوندان درجه اول افرادی که سابقه افسردگی دارند بیشتر در معرض ابتلا به اختلال PTSD بعد از یک رویداد تروماتیک قرار دارند.
هم ابتلایی PTSD
هم ابتلایی های رایج عبارتند از : اختلالات افسردگی اختلالات مرتبط با ماده اختلالات اضطرابی و اختلالات دوقطبی.
سبب شناسی
چرا فقط برخی افراد پس از تروما به PTSD مبتلا میشوند؟
اگرچه عامل استرسزا یکی از مهمترین عوامل ایجاد اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است، اما همه افرادی که با یک رویداد تروماتیک مواجه میشوند، دچار این اختلال نمیشوند. واقعه تروماتیک به تنهایی کافی نیست ، بلکه واکنش فرد به آن تعیینکننده است.
شرط اصلی برای PTSD: ترس یا وحشت شدید
برای اینکه یک رویداد به PTSD تبدیل شود، باید همراه با ترس یا وحشت شدید باشد. این واکنش عاطفی، نه فقط ماهیت رویداد، بلکه تفسیر شخصی فرد از آن را تعیین میکند.
عوامل مؤثر در پیشبینی PTSD
حتی در مواجهه با تروماهای شدید، بیشتر افراد به طور کامل از آن جان سالم به در می برند و دچار PTSD نمیشوند. این نشان میدهد که عوامل بیولوژیکی، روانشناختی و محیطی نقش کلیدی دارند.
آمار جالب از مطالعه NCD:
- ۶۰٪ مردان و ۵۰٪ زنان در طول زندگی، یک تجربه تروماتیک قابل توجه را تجربه کردهاند.
- اما نرخ شیوع تمامعمری PTSD تنها ۸٪ است.
در واقع بین شدت تروما و احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یک رابطه مستقیم وجود دارد؛ یعنی هرچه تروما شدیدتر باشد، احتمال PTSD بیشتر میشود. اما این رابطه همیشه یکطرفه و خطی نیست و عوامل دیگری هم در آن تأثیرگذارند.
| عامل آسیبپذیری | توضیح |
|---|---|
| سابقه تروما در گذشته | افرادی که قبلاً تجربه تروما داشتهاند، بیشتر در معرض خطر هستند. |
| اختلالات روانی پیشین | افسردگی، اضطراب، یا اختلالات شخصیتی میتوانند خطر را افزایش دهند. |
| سیستم حمایت اجتماعی ضعیف | عدم داشتن پشتیبانی از خانواده یا دوستان، خطر را بالا میبرد. |
| تفسیر شخصی تروما | احساس گناه، بیعزمی یا اینکه "چرا من زنده ماندم؟" این اندیشهها میتوانند PTSD را تشدید کنند. |
عوامل روانپویشی
طبق مدل روانپویشی ، PTSD یک تعارض روانی قدیمی و خاموش از دوران کودکی را دوباره فعال میکند. این بیدار شدن ترومای کودکی، فرد را به سمت «بازگشت» (Regression) میبرد و مکانیسمهای دفاعی مثل انکار، واکنش معکوس و ابطال عمل (Undoing) را به کار میاندازد. فروید معتقد بود که در کسانی که کودکی ترومای جنسی داشتهاند، ضمیر خودآگاه به دو پاره تقسیم میشود؛ از این رو، آن تعارض قدیمی ممکن است به شکل نمادین با ترومای جدید زنده شود.
در این شرایط، «ایگو» مجبور میشود رویداد را دوباره تجربه کند و تلاش کند تا بر اضطراب چیره شده و آن را کم کند. همچنین، بیمارانی که نمیتوانند احساسات خود را بشناسند و توضیح دهند (مبتلایان به آلکسیتیمیا)، وقتی تحت فشار استرس قرار میگیرند، توانایی آرام کردن خود را ندارند.
عوامل شناختی-رفتاری
در این نگاه، مشکل اصلی این است که فرد تروما را مثل یک رویداد عادی هضم نمیکند. او نمیتواند دلیل منطقی برای آن اتفاق پیدا کند. بنابراین ذهنش گیر میکند و استرس ادامه پیدا میکند. فرد سعی میکند هر طور شده از یادآوری آن فرار کند (اجتناب). چون ذهنش توانایی کامل مقابله با این حادثه را ندارد، مدام بین دو حالت «قبول کردن واقعیت» و «انکار کردن» میماند. این رفتار سردرگمگونه، در واقع تلاش مغز برای مدیریت حجم زیادی از اطلاعات وحشتناکی است که تروما ایجاد کرده است.
بخش رفتاری: این مدل میگوید اختلال PTSD در دو مرحله شکل میگیرد:
۱. یادگیری ترس: اول تروما اتفاق میافتد و ترس شدید ایجاد میکند. سپس مغز این ترس را به چیزهایی که در آن لحظه حضور داشتند (مثل یک صدا، بوی خاص یا صحنه) وصل میکند. از آن به بعد، فقط دیدن یا شنیدن آن چیزها کافی است تا ترس و وحشت در فرد برگردد، حتی اگر خود تروما دیگر وجود نداشته باشد.( شرطی سازی کلاسیک)
۲. اجتناب و تقویت: فرد برای اینکه از این ترس در امان بماند، سعی میکند از آن چیزها و حتی خود فکر کردن به حادثه فرار کند. در بعضی موارد، فرد به خاطر بیماریاش توجه و محبت دیگران یا مزایایی (مثل غرامت) دریافت میکند. این توجه و مزایا ناخواسته باعث میشود رفتار بیمارگونه تقویت شود و اختلال طولانیتر شود.(شرطی سازی کنشگر)
عوامل بیولوژیک
نظریههای بیولوژیک درباره PTSD از دو منبع سرچشمه میگیرند: مطالعات روی حیوانات و بررسیهای بالینی روی بیمارانی که به کلینیک مراجعه کردهاند. هر دو نوع مطالعه نشان میدهند که انتقال دهنده های عصبی نقش مهمی در این اختلال دارند. بررسی ها منجر به کشف نقش گیرندههای نورآدرنرژیک، دوپامین، مواد مخدر طبیعی بدن (اوپیوئیدها)، بنزودیازپینها و محور HPA شدهاند.
در بیماران مبتلا به PTSD، سیستمهای نورآدرنرژیک، اوپیوئیدی و محور HPA در بسیاری از موارد بیشفعال هستند. این بیشفعالی باعث علائمی مثل تپش قلب، فشار خون بالا، تعریق و خوابهای آشفته میشود. برخی محققان شباهتهایی بین PTSD، افسردگی شدید و اختلال وحشتزدگی مشاهده کردهاند.
درمان اختلال استرس پس از سانحه
اولین و مهمترین گام در درمان مبتلایان به ترومای شدید، ایجاد فضای امن و حمایتی است. درمانگر باید مراجع را به بیان ماجرا تشویق کند، اما هرگز نباید او را به عجله وادارد. فرآیند درمان باید با سرعت و درکِ متناسب با آمادگی مراجع پیش برود. بسیاری از مراجعان حتی پس از پایان دوره درمان، تمایلی به بازگشت به مکان یا زمان وقوع تروما ندارند؛ فشار آوردن به آنها میتواند باعث بازگشت خاطرات دردناک و تشدید اختلال شود. همچنین، ایجاد آرامش و هماهنگی پس از بازگویی رویداد، بخش مهمی از بهبود است.
آگاهبخشی نقش کلیدی دارد؛ درمانگر باید بیمار را در فرآیند درمان شریک کند و توضیح دهد که خشم، اضطراب و واکنشهای هیجانی پس از یک تروما کاملاً طبیعی هستند. هدف این است که بیمار احساس کند علائم او قابلفهم هستند، بدون اینکه احساس انگ یا برچسبخوردگی داشته باشد.
دارو درمانی
اگرچه دارودرمانی یکی از روشهای رایج برای درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) است، اما دستورالعملهای کارشناسی در مورد میزان اثربخشی آن دیدگاههای متفاوتی دارند. گزارش مؤسسه پزشکی ایالات متحده در سال ۲۰۰۸ نشان داد که شواهد موجود برای تأیید اثربخشی اکثر گروههای دارویی در این اختلال، ناکافی است. از سوی دیگر، رهنمودهای مؤسسه تعالی ملی بالینی بریتانیا (۲۰۰۵) نیز داروها را به عنوان درمان خط دوم پیشنهاد میکنند؛ به این معنا که دارودرمانی باید پس از درمانهای شناختی و در صورت عدم پاسخدهی مناسب مورد استفاده قرار گیرد.
در مقابل، برخی دستورالعملهای دیگر از استفاده از داروها به عنوان درمان خط اول حمایت میکنند. به ویژه گزارشهای انجمن روانپزشکی آمریکا و گزارشهای جدیدتر (۲۰۱۱) که بر درمان دارویی در جمعیت نظامی و کهنهسربازان تأکید دارند. در حال حاضر، قویترین شواهد علمی پشتیبان استفاده از «مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین» (SSRIs) است. اکثر کارآزماییهای بالینی تصادفیشده روی این دسته از داروها انجام شده و دستورالعملهای مختلف، آنها را مؤثرترین گزینه دارویی میدانند.
علاوه بر این، اگرچه مطالعات کمتری روی «مهارکنندههای انتخابی بازجذب نورآدرنرژیک» (SNRIs) انجام شده، اما برخی منابع معتبر از جمله انجمن بینالمللی مطالعات استرس تروماتیک، شواهد خوبی برای اثربخشی این دسته دارویی یافته و آنها را نیز به عنوان درمان خط اول توصیه کردهاند.
درمان مواجههای و EMDR
درمان مواجههای (Exposure Therapy) یکی از مؤثرترین روشهاست. در این روش، بیمار به صورت تدریجی و پیدرپی با محرکهای اضطرابزا روبهرو میشود تا یاد بگیرد واکنشهای هیجانی خود را مدیریت کرده و احساس امنیت کند. این کار به تمایزگذاری بین «خطرناک بودن گذشته» و «امن بودن حال» کمک میکند.
تکنیک EMDR (حساسیتزدایی و پردازش مجدد از طریق حرکت چشم) نیز روشی است که از حرکات چشمی برای کمک به پردازش شناختی و هیجانی خاطرات تروما استفاده میکند.
رویکرد شناختی–رفتاری (CBT)
این نوع درمان برای انواع مختلف حوادث و در فرهنگهای گوناگون جواب داده است، از جمله:
- جنگ و درگیریهای نظامی
- حملات تروریستی
- بلایای طبیعی مثل زلزله یا سیل
- تجاوز و آزارهای فیزیکی
- تصادفات رانندگی
در میان درمانهایی که شامل عناصر مواجههسازی هستند، «مواجههسازی بلندمدت» بیشترین تحقیق را به خود اختصاص داده است. این روش بر اساس نظریه «پردازش هیجانی» فوا و کوزاک (۱۹۸۶) استوار است. این ساختارها شامل اطلاعاتی درباره محرکهای ترس، پاسخهای ترس و معانی آن هستند که هنگام مواجهه فرد با خاطرات آسیب فعال میشوند. طبق این نظریه، شرطیسازی کلاسیک نقش کلیدی در ایجاد ترس دارد.
به طوری که یک رویداد آزاردهنده (محرک غیرشرطی) با محرکهای بیضرر همراه شده و پاسخ شرطی ترس را ایجاد میکند. درمان موفق زمانی رخ میدهد که ساختار ترس فعال شده و اطلاعات جدیدی که با ترس بیمارگونه ناسازگار است، جایگزین شود. همچنین، اجتناب شناختی و رفتاری از خاطرات تروما با جلوگیری از دریافت اطلاعات اصلاحی، باعث حفظ علائم اختلال میشود.
پروتکل مواجههسازی بلندمدت معمولاً شامل ۸ تا ۱۵ جلسه ۹۰ دقیقهای است و شامل دو بخش «مواجهه تصویری» و «مواجهه واقعی» میباشد:
- در مواجهه تصویری، مراجع در محیطی امن خاطره تروما را بازگو میکند. این کار باعث تسهیل یادگیری خاموشی، تکرار واکنشهای ترس سرکوبشده و ایجاد تمایز بین «صحبت کردن درباره تروما» و «تجربه مجدد آن» میشود. این فرآیند معمولاً از جلسه سوم آغاز میگردد.
- در مواجهه واقعی، درمانگر به مراجع کمک میکند تا به تدریج با موقعیتها و خاطرههایی که در واقعیت خطرناک نیستند اما به دلیل ارتباط با آسیب ایجاد اضطراب میکنند، روبرو شود. این مواجهه در نهایت منجر به کاهش اضطراب میگردد.
همچنین در این رویکرد، تمرکز بر تغییر باورهای غیرمنطقی و منفی است که پس از تروما شکل گرفتهاند (مانند باورهای «دنیا کاملاً خطرناک است» یا «من ناتوانم»). درمانگر با شناسایی و بازسازی این شناختها، به مراجع کمک میکند تا از احساسات گناه، شرم و درماندگی رها شود. تأکید نهایی بر این است که ابراز احساسات و داشتن واکنشهای اضطرابی، بخشی از مسیر طبیعی بهبود و پیشرفت درمانی است.
محدودیتهای درمانهای موجود
با وجود شواهد قانعکننده مبنی بر اثربخشی مواجههدرمانی در درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، روش «مواجههسازی تصویری» که نیازمند بازگویی مکرر تلخترین خاطرات توسط مراجع است، برای بسیاری از افراد دشوار است. از آنجا که «اجتناب» از خاطرات و علائم، بخشی از معیارهای تشخیصی این اختلال است، بسیاری از مراجعان یا اصلاً به دنبال درمان نمیروند، یا در روند آن مشارکت نمیکنند.
حتی کسانی که تمایل به درمان دارند، ممکن است در درگیر شدن هیجانی با خاطره تروما ناتوان باشند. پژوهشها نشان میدهند که عدم درگیری هیجانی، منجر به نتایج ضعیف در درمان میشود (جیکاکس و همکاران، ۱۹۹۸). بنابراین، یافتن راهکارهایی برای ایجاد انگیزه و تسهیل درگیری هیجانی در مراجعان اهمیت بالایی دارد.
درمان با واقعیت مجازی
پیشرفتهای تکنولوژیک در حوزه واقعیت مجازی (VR)، گزینههای درمانی جدیدی برای اختلالات اضطرابی، از جمله PTSD فراهم کرده است. پژوهشگران در ابتدا از این فناوری برای درمان فوبیاهای ساده مانند ترس از ارتفاع، ترس از عنکبوت، ترس از مکانهای بسته و ترس از پرواز استفاده کردند. این موفقیتها از این فرضیه حمایت میکرد که واقعیت مجازی میتواند با درگیر کردن ساختارهای ترس مرتبط با تروما، در درمان PTSD نیز مؤثر باشد.
«مواجههدرمانی با واقعیت مجازی» (VRE) از اصولی مشابه مواجههسازی تصویری استفاده میکند، اما به مراجعانی که قادر یا مایل به بازگویی شفاهی تجربیات خود نیستند، کمک میکند. واقعیت مجازی محیطی رایانهای غنی از حس ایجاد میکند که در آن مراجعان میتوانند با آسیب خود مواجه شده و بر آن مسلط شوند. در این روش، مراجع جزئیات تجربه را با صدای بلند بازگو میکند در حالی که به تدریج با شبیهسازیهای مجازی دقیقی از رویداد آسیبزا روبرو میشود.
درمانگر بر این روند نظارت داشته و محیط مجازی را متناسب با نیازهای مراجع تنظیم میکند تا سرعت پیشرفت درمان در حد تحمل او باشد. علاوه بر این، ارائه سرنخهای حسی دیداری، شنیداری، بویایی و لمسی در دنیای مجازی، غوطهوری مراجع را افزایش داده و درگیری هیجانی و پردازش حافظه تروما را تسهیل میکند.
چارچوب فنی واقعیت مجازی برای اختلال استرس پس از سانحه
فناوری واقعیت مجازی با ترکیب گرافیک رایانهای و نشانههای حسی متعدد، محیطی هیجانانگیز ایجاد میکند. شرکتکنندگان کلاهی مجهز به دو نمایشگر السیدی را بر سر میگذارند که در فاصله نزدیکی از چشم قرار گرفته و میدان دید گستردهای را پوشش میدهند. اتاق درمان تاریک نگه داشته میشود تا حواسپرتی بصری به حداقل برسد.
حسگرهای ردیابی حرکتی وضعیت سر و بدن کاربر را کنترل کرده و با تغییر جهت نگاه یا حرکت، بازخورد فوری به کامپیوتر ارسال میکنند تا تصاویر متناسب با حرکت تغییر کنند. کاربران همچنین میتوانند با استفاده از یک کنترلکننده دستی، در محیط مجازی به جلو، عقب یا طرفین حرکت کنند.
برای القای کاملتر حس حضور، از هدفون برای دریافت صداها، میکروفون برای ارتباط با درمانگر، و پدهای لرزاننده برای ایجاد حس لرزش (همزمان با رویدادهایی مانند انفجار) استفاده میشود. همچنین، دستگاههای پخش بو (مانند بوی سوخت دیزل یا باروت) با استفاده از فن و کمپرسور هوا، بوی مربوط به صحنه تروما را شبیهسازی میکنند.
سیستم شامل دو مانیتور است که یکی برای درمانگر و دیگری برای نمایش آنچه مراجع میبیند کاربرد دارد. نرمافزار شامل محیطهای پایهای است که شبیه به موقعیتهای رخداد تروما تنظیم شدهاند. درمانگر با استفاده از کلیدهای از پیش تعیین شده، محرکهای محیطی (صدا، بو، لرزش) را همزمان با بازگویی مراجع فعال میکند تا محیط تا حد ممکن به خاطره واقعی او نزدیک شود.
در طول جلسه، درمانگر ارتباط صوتی با مراجع حفظ کرده و از او میخواهد داستان تروما را بازگو کند. همچنین با استفاده از معیار «واحدهای ذهنی پریشانی» (SUDS) در مقیاس صفر تا صد، میزان ناراحتی مراجع را به طور دورهای بررسی میکند تا اطمینان حاصل شود که سطح مواجهه در حد درمانی باقی مانده است (یعنی ایجاد اضطراب کافی برای درمان، اما نه فراتر از تحمل مراجع).
گروه درمانی
در گروه درمانی، افراد مبتلا به PTSD در یک محیط امن و تحت هدایت یک درمانگر متخصص دور هم جمع میشوند. حضور در کنار افرادی که تجربیات مشابهی داشتهاند، باعث میشود، مراجع احساس تنهایی نکند و متوجه شود که تنها نیست. این روش به کاهش شرم و انگ مرتبط با اختلال کمک میکند و شرکتکنندگان میتوانند با به اشتراک گذاشتن داستانها و راهکارهای مقابله، از یکدیگر یاد بگیرند و از حمایت عاطفی اعضای گروه بهرهمند شوند.
برای مطالعه بیشتر
- کتاب روانپزشکی کاپلان و سادوک براساس DSM-5 /مهدی گنجی/ جلد دو/ فصل11
- کتاب کاربرد های واقعیت مجازی در مداخله های عصب شناختی و روانشناختی /حسین زارع/ فصل 4
