روان شو را در بله دنبال کنید

جیمز مارسیا | 4 پایگاه هویتی،از بحران تا تعهد

جیمز مارسیا

وقتی از شکل‌گیری هویت صحبت می‌کنیم، یکی از نام‌هایی که خیلی زود به آن می‌رسیم جیمز مارسیا است. او تلاش کرد به این سؤال مهم پاسخ دهد که چرا بعضی افراد خیلی زود به یک هویت مشخص می‌رسند، بعضی هنوز در حال جست‌وجو هستند و بعضی دیگر بدون اینکه انتخاب آگاهانه‌ای داشته باشند، مسیر زندگی خود را ادامه می‌دهند. نظریه جیمز مارسیا با معرفی چهار وضعیت هویت، به ما کمک می‌کند بهتر بفهمیم انسان‌ها چگونه در مسیر شناخت خود، انتخاب ارزش‌ها، باورها، شغل و سبک زندگی حرکت می‌کنند. در ادامه، این نظریه را به زبان ساده بررسی می‌کنیم و با هر یک از وضعیت‌های هویت و ویژگی‌های آن‌ها آشنا می‌شویم.

جیمز مارسیا

  • جیمز ای. مارسیا حدود ۸۵ سال سن دارد و در کلیولند اوهایو به دنیا آمده است. او دوران کودکی‌اش را در کلمبوس گذراند و در یک خانواده متوسط بزرگ شد. از همان سال‌های نوجوانی به فعالیت‌هایی مثل تنیس، تئاتر، سخنرانی و موسیقی علاقه داشت.
 
  • مارسیا ابتدا در دانشگاه ویتنبرگ در رشته روان‌شناسی تحصیل کرد و مدرک کارشناسی گرفت. سپس برای ادامه تحصیل به دانشگاه ایالتی اوهایو رفت و مدرک کارشناسی ارشد و دکترای خود را در روان‌شناسی بالینی دریافت کرد.
 
  • او کار حرفه‌ای‌اش را به‌عنوان استاد و مدیر کلینیک روان‌شناسی در دانشگاه بوفالو آغاز کرد. بعداً به دانشگاه سایمون فریزر در کانادا پیوست و حدود ۳۰ سال در آنجا تدریس کرد. در همین دانشگاه، اولین مرکز روان‌شناسی بالینی را راه‌اندازی کرد که هم به آموزش دانشجویان کمک می‌کرد و هم خدمات درمانی به جامعه ارائه می‌داد.
 
  • مارسیا بیشتر به‌خاطر پژوهش‌هایش در زمینه رشد هویت در دوران نوجوانی شناخته می‌شود. او با گسترش دیدگاه اریکسون، چهار پایگاه هویتی را معرفی کرد که هنوز هم یکی از مهم‌ترین چارچوب‌ها در روان‌شناسی رشد به شمار می‌رود.
 
  • پس از بازنشستگی، او همچنان به کار بالینی خصوصی ادامه می‌دهد. علاقه دیرینه‌اش به موسیقی هم هیچ‌وقت کمرنگ نشد و هنوز هم با ارکسترها و گروه‌های موسیقی در ونکوور ترومبون می‌نوازد.

جیمز مارسیا روانشناس

جیمز مارسیا یکی از روان‌شناسانی است که کار اریک اریکسون را درباره شکل‌گیری هویت ادامه داد و آن را دقیق‌تر و قابل‌اندازه‌گیری کرد. او با طراحی مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته توانست چهار وضعیت یا «پایگاه» هویتی را شناسایی کند که هنوز هم در روان‌شناسی رشد و شخصیت کاربرد گسترده‌ای دارند.اما برای درک بهتر نظریه مارسیا، لازم است ابتدا با دیدگاه اریکسون آشنا شویم؛ چون مارسیا دقیقاً بر پایه مفاهیم اریکسون کار خود را بنا کرد.

 

اریکسون بر این باور بود که نوجوان دیگر مثل کودک هویتش را فقط از راه تقلید و کپی‌برداری از دیگران نمی‌سازد. او همانندسازی‌های قبلی‌اش را بازبینی می‌کند، تغییر می‌دهد و آن‌ها را با هم ترکیب می‌کند تا یک ساختار روانی تازه به وجود بیاورد؛ ساختاری که چیزی بیشتر از جمع ساده همانندسازی‌های گذشته است. به عقیده او، هویت زمانی به‌طور واقعی شکل می‌گیرد که نوجوان بتواند سه مسئله اساسی را حل کند:

 

  • انتخاب مسیر شغلی
  • رسیدن به یک هویت جنسی مورد رضایت
  • پیدا کردن مجموعه‌ای از ارزش‌ها که بتواند به آن‌ها متعهد بماند و بر اساسشان زندگی کند
اریک اریکسون
مراحل رشد روانی اجتماعی: هویت در برابر سردرگمی نقش
مقاله

اریکسون از دوره‌ای به نام «تعلیق روانی-اجتماعی» صحبت می‌کند. این دوره فرصتی است که جامعه به نوجوان می‌دهد تا بدون عجله برای تصمیم‌گیری نهایی، به دنبال تعهداتی بگردد که بتواند به آن‌ها وفادار بماند. اینکه نوجوان چقدر به این تعهدات پایبند می‌شود، تأثیر مستقیمی بر توانایی‌اش برای حل بحران هویت دارد.

 

وقتی نوجوان به جای پذیرفتن صرف انتخاب‌های والدین، خودش ارزش‌ها و افراد مهم زندگی‌اش را انتخاب کند و به آن‌ها متعهد شود، فرآیند واقعی شکل‌گیری هویت رخ می‌دهد. کسانی که این بحران را با موفقیت پشت سر می‌گذارند، به ویژگی مهمی به نام «وفاداری» می‌رسند. وفاداری یعنی صداقت، پایبندی و احساس تعلق پایدار به افراد یا ارزش‌هایی که برایشان اهمیت دارد.

 

اریکسون همچنین به تفاوت جنسیتی در شکل‌گیری هویت اشاره کرده است. او معتقد بود مرد تا وقتی هویت باثباتی پیدا نکرده باشد، نمی‌تواند وارد یک رابطه صمیمی واقعی شود. در مقابل، از نظر او هویت زن بیشتر از طریق ازدواج و مادر شدن شکل می‌گیرد و زنان معمولاً از راه برقراری روابط صمیمانه به هویت می‌رسند، نه پیش از آن.

این دیدگاه اریکسون، پایه و اساس کار بعدی جیمز مارسیا شد. مارسیا مفاهیم اریکسون را عملیاتی کرد و چهار پایگاه مشخص هویتی را معرفی نمود که در ادامه مقاله به آن‌ها می‌پردازیم.

انواع هویت مارسیا

انواع هویت مارسیا
انواع هویت مارسیا/جیمز مارسیا روانشناس

 چهار پایگاه هویتی مارسیا

برای اینکه نظریه جیمز مارسیا فقط در حد تعریف‌های خشک باقی نماند و واقعاً برایتان قابل استفاده شود، در این بخش هر چهار پایگاه هویتی را با زبانی ساده، ساختار مشخص و مثال‌های ملموس بررسی می‌کنیم. هدف این است که در پایان این بخش، بتوانید به راحتی تشخیص دهید هر فرد (یا حتی خودتان) بیشتر به کدام پایگاه نزدیک است.

 

مارسیا دو معیار اصلی را در نظر گرفت:

  • بحران (کاوش): آیا فرد گزینه‌های مختلف را جدی بررسی کرده است؟
  • تعهد: آیا فرد به انتخاب‌هایش پایبند شده است؟

بر اساس ترکیب این دو معیار، چهار وضعیت به وجود می‌آید.

۱. هویت کسب‌شده (Identity Achievement)

 این پایگاه زمانی شکل می‌گیرد که فرد هم بحران را تجربه کرده و هم به تعهد رسیده باشد. یعنی مدتی گزینه‌های مختلف را بررسی کرده، سبک و سنگین کرده و در نهایت تصمیم گرفته و به آن پایبند شده است.افراد این گروه معمولاً پخته‌تر به نظر می‌رسند. آن‌ها در روابط بین‌فردی مهارت بیشتری دارند، احساس رضایت درونی بالاتری تجربه می‌کنند و در مواجهه با چالش‌ها انعطاف‌پذیرتر عمل می‌کنند.

 

 مثال کاربردی: سارا بعد از دو سال تحصیل در رشته مهندسی متوجه شد علاقه واقعی‌اش جای دیگری است. یک ترم مرخصی گرفت، کتاب‌های روان‌شناسی خواند، با چند روان‌شناس گفت‌وگو کرد و مدتی به‌صورت داوطلبانه در یک مرکز مشاوره کار کرد. بعد از این دوره جستجو، تصمیم گرفت رشته‌اش را تغییر دهد. حالا با علاقه درس می‌خواند و برای آینده‌اش برنامه مشخصی دارد. او هم کاوش کرده و هم متعهد شده است.

۲. هویت پیش‌رس (Foreclosure)

در این پایگاه، تعهد وجود دارد اما بحران و کاوش جدی رخ نداده است. فرد بدون بررسی واقعی گزینه‌های مختلف، مسیر زندگی‌اش را پذیرفته است؛ معمولاً مسیری که دیگران (به‌ویژه والدین) برای او تعیین کرده‌اند.

این افراد اغلب ظاهری مطمئن، متکی‌به‌نفس و حتی ازخودراضی دارند. پیوندهای خانوادگی‌شان معمولاً بسیار نزدیک است و در برابر نظرات مخالف، واکنش دفاعی و متعصبانه نشان می‌دهند. آن‌ها ترجیح می‌دهند از یک مرجع قدرتمند پیروی کنند و کمتر اهل نافرمانی هستند.

 

مثال کاربردی: امیر از کودکی شنیده بود که «تو باید پزشک شوی.» بدون اینکه خودش گزینه‌های دیگر را جدی بررسی کند، رشته تجربی را انتخاب کرد و وارد پزشکی شد. او با جدیت درس می‌خواند و به مسیرش متعهد است، اما اگر از او بپرسید «چرا پزشکی؟» بیشتر به خواست خانواده اشاره می‌کند تا علاقه شخصی عمیق خودش.

انواع هویت مارسیا

مارسیا نشان داد هویت افراد در چهار وضعیت قرار می‌گیرد: کسب‌شده، پیش‌رس، معوق و پراکنده. چهار پایگاه هویتی مارسیا بر اساس دو معیار ساده شکل می‌گیرند: آیا فرد بحران (کاوش) را تجربه کرده و آیا به انتخاب‌هایش متعهد شده است؟

۳. هویت معوق (Moratorium)

اینجا فرد در حال حاضر در دوره بحران به سر می‌برد. او فعالانه گزینه‌های مختلف را بررسی می‌کند، اما هنوز به تعهد نهایی نرسیده است. این مرحله می‌تواند با اضطراب و بلاتکلیفی همراه باشد، اما از نظر رشدی بسیار مهم و سازنده است. افراد این گروه معمولاً رابطه عاطفی نزدیکی با مادر دارند و هم‌زمان نیاز شدیدی به استقلال احساس می‌کنند. آن‌ها در حال حرکت به سمت تعهد هستند، اما هنوز تصمیم قطعی نگرفته‌اند.

 

مثال کاربردی: نیما ترم چهارم روان‌شناسی است و مدتی است به‌شدت درگیر این سؤال شده که آیا روان‌شناسی بالینی برایش مناسب است یا بهتر است به سمت روان‌شناسی صنعتی یا حتی مشاوره برود. او کتاب می‌خواند، با اساتید صحبت می‌کند، در کارگاه‌های مختلف شرکت می‌کند و مدام بین گزینه‌ها مردد است. هنوز تصمیم نهایی نگرفته، اما فعالانه در حال جستجوست.


۴. پراکندگی هویت (Identity Diffusion)

در این پایگاه نه بحران جدی وجود دارد و نه تعهد. فرد نه گزینه‌های مختلف را به‌طور واقعی بررسی کرده و نه به چیزی پایبند شده است. زندگی او بیشتر حالت شناور و بدون جهت دارد. این افراد معمولاً احساس رضایت درونی کمی دارند. روابط‌شان اغلب سطحی است، بیشتر احساس تنهایی می‌کنند و تمایل کمی به همکاری عمیق با دیگران نشان می‌دهند.

 

مثال کاربردی: رضا دو ترم است که در دانشگاه ثبت‌نام کرده، اما هنوز نمی‌داند چرا این رشته را انتخاب کرده. درس‌ها را با بی‌میلی می‌خواند، برنامه‌ای برای آینده ندارد و وقتی درباره هدفش از او می‌پرسند، معمولاً جواب مبهمی مثل «هنوز نمی‌دانم» یا «ببینم چه پیش می‌آید» می‌دهد. او نه در حال کاوش جدی است و نه به چیزی متعهد شده است.


اگر بخواهیم انواع بحران هویت از نظر جیمز مارسیا را به‌طور دقیق بشناسیم، باید ببینیم فرد آیا دوره کاوش را گذرانده و آیا به انتخاب‌هایش متعهد شده است یا خیر.

بهترین محصولات

جدول هویت مارسیا

جدول هویت مارسیا
جدول هویت مارسیا/انواع بحران هویت از نظر جیمز مارسیا

هویت قومی

هویت قومی از دیدگاه پایگاه‌های چهارگانه مارسیا

نظریه جیمز مارسیا فقط به هویت فردی محدود نمی‌شود. پژوهش‌های بعدی نشان داده‌اند که همین چهار پایگاه را می‌توان در شکل‌گیری هویت قومی هم مشاهده کرد. در ادامه این چهار وضعیت را با زبانی ساده‌تر و کاربردی بررسی می‌کنیم.

۱. پراکندگی هویت قومی

در این وضعیت، فرد تقریباً هیچ جست‌وجو و بررسی جدی درباره قومیت خود انجام نداده است. در نتیجه تصویر روشن و مشخصی از آن در ذهنش شکل نگرفته و معمولاً نسبت به موضوع بی‌تفاوت یا نامطمئن به نظر می‌رسد.

۲. هویت قومی پیش‌رس

اینجا فرد بدون اینکه بررسی عمیقی کرده باشد، احساس یا نگرش واضحی نسبت به قومیت خود دارد. این نگرش می‌تواند بسیار مثبت یا کاملاً منفی باشد. در واقع او یک دیدگاه آماده‌شده را پذیرفته، نه اینکه خودش به آن رسیده باشد.

۳. هویت قومی معوق

فرد در این مرحله فعالانه در حال کندوکاو و پرسش درباره قومیت خود است، اما هنوز به یک درک منسجم و روشن نرسیده. این دوره معمولاً با کنجکاوی، تردید و گاهی سردرگمی همراه است.

۴. هویت قومی کسب‌شده

کسی که به این پایگاه رسیده، هم درباره قومیت خود تحقیق و تأمل کرده و هم به یک فهم روشن و درونی‌شده دست یافته است. او هم کاوش را پشت سر گذاشته و هم به دیدگاه مشخصی متعهد شده است.

هویت و روابط عاطفی از نگاه مارسیا

در سال ۲۰۰۹، جیمز مارسیا به همراه همکارانش، آنی آرسث، جین کروگر و مونیکا مارتینوسن یک مقاله فراتحلیلی مهم منتشر کردند. آن‌ها ده‌ها تحقیق قبلی را جمع‌آوری و دوباره تحلیل کردند تا ببینند وضعیت‌های هویت مارسیا چقدر با دو موضوع مهم رابطه‌ای یعنی دلبستگی و صمیمیت ارتباط دارد.

 

 نتایج پژوهش

۱. هویت و دلبستگی : افرادی که هویت کسب‌شده داشتند، بیشتر از بقیه دلبستگی ایمن داشتند (حدود ۵۵ درصد). در مقابل، کسانی که هویت پراکنده داشتند، خیلی کمتر دلبستگی ایمن داشتند (حدود ۲۳ درصد). یعنی هرچه هویت فرد بالغ‌تر و پخته‌تر باشد، احتمال اینکه روابط عاطفی امن‌تری داشته باشد بیشتر است.

۲. هویت و صمیمیت : رابطه مثبتی بین وضعیت هویت و توانایی برقراری صمیمیت واقعی وجود داشت. این رابطه در مردان خیلی قوی‌تر بود. حدود دو سوم افرادی که هویت بالایی داشتند (کسب‌شده یا معوق)، صمیمیت بالایی هم داشتند. مردانی که هویت پایین داشتند (پیش‌رس یا پراکنده) معمولاً در صمیمیت هم مشکل داشتند، اما زنان حتی با هویت پایین گاهی می‌توانستند صمیمیت خوبی برقرار کنند.

 

جمع‌بندی ساده:

تحقیقات نشان می‌دهد که  پایگاه های هویتی مارسیا فقط یک طبقه‌بندی خشک نیست. وضعیت هویتی که فرد در آن قرار دارد، مستقیماً روی کیفیت روابط عاطفی و توانایی‌اش برای صمیمیت واقعی تأثیر می‌گذارد. به زبان خیلی ساده: هرچه هویت فرد بالغ‌تر باشد (یعنی کاوش کرده و بعد متعهد شده باشد)، احتمال اینکه روابط امن‌تر و صمیمی‌تری داشته باشد بیشتر است.

نویسنده
دانشجو ارشد بالینی

برای مطالعه بیشتر

  • پاپالیا (1404). روان‌شناسی رشد و تحول انسان (ا. حیات روشنائی، ح. سهرابی، د. عرب قهستانی، س. نقش‌بندی، ه. آوادیس یانس، و داورپناه، مترجمان؛ ویراست نهم). انتشارات رشد.
  • www.verywellmind.com
  • www.tandfonline.com
روان شو وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

روان شو را در بله دنبال کنید